تبليغاتX
دلسوزان نظام

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
تعداد بازديدها:

در باره من

با ذکر یاعلی و شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه ...
ما عاشق کشور ایران و انقلابمان هستیم و پیرو ولایت فقیه . سعی داریم با درج اخبار دو طرف که از فرزندان خانواده بزرگ و باشکوه جمهوری اسلامی ایران هستند آشتی ملی را با توکل بخدا و وحدت توده های مختلف مردم فراهم آوریم . زنده باد اسلام .زنده باد ایران.زنده باد اصلاحات.زنده باد اصولگرایی زنده باد ایرانی ایران دوست مسلمان و مسیحی وکلیمی وزرتشتی و....


===
من دغدغه دارم که این روزها در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند.

===
درج سایت ها و وبلاگها در ستون لینک ها فقط برای رصد روزانه اخبار آنها آمده است و به منزله تایید ما نیست لذا مسئولیت نوشته های آنها متوجه خودشان خواهد بود .


-----------------
ای که بر وبلاگ من کردی گذر
ترسم بروی ، بدون اظهار نظر
-
من نگویم نظر خوب بده
نقد بر پایه ی اسلوب بده
-
ره نشانم بده بی عیب شود
یا از این صفحه به کل غیب شود



====

ای خداوند!
به علمای ما مسؤولیت
و به عوام ما علم
و به دینداران ما دین
و به مؤمنان ما روشنایی
و به روشنفكران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی
و به جوانان ما اصالت
و به اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده
و به خفتگان ما بیداری
و به بیداران ما اراده
و به نشستگان ما قیام
و به خاموشان ما فریاد
و به نویسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف
و به مبلغان ما حقیقت
و به حسودان ما شكاف
و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب
و به فرقه‌های ما وحدت
و به مردم ما خودآگاهی
و به همه‌ی ملت ما، همت تصمیم
و استعداد فداكاری
و شایستگی نجات
و عزت ببخش!
دکتر علی شریعتی


----------------

یادش بخیر همین سی سال پیش بود، که مثل زنجیر رفته بودیم توی هم، مرگ بر شاه ... درود بر خمینی... همه می خواستیم آن نباشد و این باشد و آن شد که می خواستیم چون همه می خواستیم. همه وهمه دست به دست هم دادیم و شاه را با آن دب دبه و کب کبه اش بیرون کردیم، راستی آن موقع چه فکرها که نمی کردیم، تا آمدیم به خودمان بیاییم و بفهمیم چه باید کرد و چه نباید کرد، صدام و متحدینش از زمین و آسمان به سراغمان آمدند، شانس یارمان بود، صدام زمانی آمده بود که وزن افراد در اخلاص و تقواشان بود نه در تعداد آرا یشان. در انتخابات، آن زمانی که نه ماشین ضد گلوله ای بود نه حقوق میلیونی. من، تو، ما و همه یک دل و یک رنگ با لباسی از رنگ خاک به جنگش رفتیم و درسی به صدام و تاریخ دادیم که نگو و نپرس. صدام رفت وبا خود بهترین مسئولانمان را باخود برد. از جنگ که برگشتیم خسته وکوفته، غلط یا درست به سراغ سازندگی رفتیم، تا چه حد موفق بودیم خدا می داند، ازنسل سوم غافل شدیم این هم بماند.
ای کاش بعد از جنگ به جنگ فقر، تورم، گرانی وبیکاری می رفتیم که نرفتیم در عوض به جنگ خود رفتیم، عده ای شدیم راست وعده ای چپ .مقاصد حزبی و جناحی رابه مقاصد این ملت ترجیح دادیم و برای ازدست ندادن مقامها ومیزها ازهیچ کاری دریغ نکردیم غافل از اینکه این میزها و مقامها ماندنی نیستند. حرفهای امام راحل هنوز در فضای این مرز و بوم زنده است، انشاءا... که یادمان نرفته. کمترسخنرانی را از امام (ره) و مقام معظم رهبری به خاطر داریم که در آن صحبتی از وحدت و یکپارچگی به میان نیامده باشد، مگر رمز پیروزی ما همین وحدت، یکپارچگی وهمدلی نبود؟ پس چه شد که به این زودی فراموش کردیم؟ چرا حواسمان پرت شد؟ چرا به جان هم افتادیم؟ ازمحبت ومهربانی چه زیانی دیده بودیم که از هم دریغ کردیم. چرا دیگرحاضرنیستیم دریک پارلمان و یک دولت کنارهم بنشینیم، چرا اینقدر خودخواه شده ایم. به راستی باوجود این همه نفاق در جامعه اسلامی می توان فکری برای برقراری عدالت نمود. آیا آمریکا باید به ما حمله کند تا قدر یکدیگر را بدانیم؟ آیا باید صدامی ازراه برسد تا دوباره به خود بیاییم؟ آیا باید شاهی در کار باشد تا دوباره یک رنگ ویک دل شویم ؟ آمریکا همسایه غربی وشرقی مان شده، این برای پاره شدن چرتمان کافیست، اینطور نیست؟ ما ایرانی هستیم. ما مسلمانیم. شاید بابه خاطر سپردن این دوجمله کوتاه ،دیگر برای رسیدن به وفاق وهمدلی نیازی به حمله امریکا نداشته باشیم.و براستی عامل اصلي اين همه نفاق چيزي جز هواهاي نفساني نيست. و علاج اين امر نیز بازگشت به مباني اخلاقي و تعهدات ايماني است كه با تمسك جستن به ايمان و اخلاقي اسلامي مي‌توان دوباه متحد و یکرنگ شد .





----------
بر سردر خانقاه "شيخ ابوالحسن خرقاني" چنين نوشته بود: هر که در اين سرا درآيد نانش دهيد. نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد. چه آنکس که به درگاه باريتعالي به جان ارزد؛ البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد

---------------

به قول مرحوم
قیصرامین پور

نه از مهر و نه از کين مي نويسم
نه از کفر و نه از دين مي نويسم

دلم خون است مي داني برادر
دلم خون است از اين مي نويسم

آرشیو مطالب

· تیر 1390
· اسفند 1389
· دی 1389
· آذر 1389
· مهر 1389
· شهریور 1389
· مرداد 1389
· تیر 1389
· خرداد 1389
· اردیبهشت 1389
· فروردین 1389
· اسفند 1388
· بهمن 1388
· دی 1388

لینکهای روزانه

· دست نوشته های مردمی،«حرفهای سران فتنه» در مسیر میدان امام حسین تا انقلاب
· اگر احمدی نژاد دیگر پشتیبانی نشود همین پارلمان محافظه کار او را به زیر می کشد
· "خیال رهبری ازموسوی و كروبی راحت‌شود،سراغ لجاجهای احمدی‌نژاد می‌روند"
· سخنان مهم میرحسین موسوی در 19 بهمن 88
· شجوني:در ديداري كه با سيد حسن داشتم به وي گفتم اين چپي ها كه دورت هستند آبرويت را ميبرند
· حسين شريعتمداري>بهاء الله مهاجراني!
· مطهری: مالك اشتر باید شاكر باشد كه كیهان آن زمان نبود
· مناظره کواکبیان و شریعتمداری
· کواکبیان:آن جوان به لج حسین آقای شریعتمداری، نه غزه نه لبنان گفت
· عکسی استثنایی از مقام معظم رهبری و مرحوم آیت الله مشکینی
· مشروح مناظره زاکانی و جواد اطاعت
· مقلدان آقای صانعی باید از مرجع دیگری تقلید کنند وگرنه اعمال شان باطل است
· حاصل کار آقایان افزایش تعداد مقلدان آیت‌الله صانعی است
· گفت‌وگوی خبرنگار بی‌بی‌سی با عمر و عاص
· احمدی نژاد: خسارت جنگ جهانی دوم را تا آخرین ریال می گیریم
· يك جريان صاحب اقتدار در كشور اكنون فقط بر طبل جنگ مي كوبد و همه را به جان همديگر انداخته
· متن كامل گزارش كميته ويژه مجلس درباره حوادث پس از انتخابات
· فرق من و تو
· امام خميني، آزادي و مطبوعات
· ولايت فقيه
· فاطمه رجبی: انقلاب کردیم که اختیارات شاه را به هاشمی بدهیم؟
· ندای فتنه سبز + عکس
· کیهان: عطاءالله مهاجرانی دارد آثار خوردن شیرخر در دوران کودکی را بروز می‌دهد
· علی مطهری: آقای شریعتمداری! چند ماه به منطقه‌ای مصفا بروید و استراحت کنید، آتش فتنه خاموش می‌شود
· پاسخ کیهان به علی مطهری: بسیار ساده لوح و کج‌فهم هستید که چنین رشوه‌ای پیشنهاد می‌کنید

لینکدونی

· دفتر مقام معظم رهبری
· تابناک
· دولت اسلامی
· آیت اله نجابت شیرازی
· حیات
· جمهوری اسلامی
· اعتماد
· پارسینه
· روشنگر88
· پیک نیوز
· جوان
· خبرنامه دانشجویان
· هادی ناصری
· فرا رو
· خبرآنلاین
· سپاه نیوز
· رادیو کوچه
· حامیان جنبش .ایلام
· نخستین
· وبلاگ ولایت
· روزنامه کیهان
· الف
· فردا
· منتظران
· نظم بی نظمی
· فاش نیوز
· حاج آقا سئوال
· نگذاریم خون شهدا پایمال شود
· اصولگرا نه اصلاحات
· طنزهای یک گمنام
· آپلود عكس
· امیرحسین ثابتی -دانشجو
· محمدمهدی اسلامی-خبرنگار اصولگرا
· محمود صارمی
· جوان آنلاین
· خبرنامه دانشجویان ایران
· سجاد صفار
· مسعود ده نمکی
· علیرضا احمدی نژاد
· محمد پناهی نژاد
· مجید بذر افکن
· مجتبي ارغوان
· روایت.خبری
· سيد محمد خاتمي
· محسن رضايي
· هاشمي رفسنجاني
· یوتوب
· تبدیل فیلم
· تبدیل فیلم
· فاروخ
· وحید یامین پور
· اخلاق نیوز
· تورجان
· زبان دراز
· پژواک خاموش
· پارسانیوز
· سبز سفید قرمز
· پنجره صبح سیاست
· آپلود عکس
· نگرش نيوز
· کمپین فرزندان روح الله
· سایت عبور
·

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

پیامک های سیاسی و مسیحا می آید

طراح0




0
0

تقویان : من از شعار حجاب را رعایت کنید متنفرم

حجت الاسلام ناصر نقویان معتقد است که در بررسی وضعیت حجاب در جامعه نباید یک‌بعدی‌نگر بود بلکه باید همه جوانب را توامان با هم نگریست.

وی در گفت‌و‌گو با "سیاست‌نامه" خانواده را اصلی‌ترین رکن در تربیت نسل‌ها می داند و نقبی هم به رفتارهای صدا و سیما و برخورد نیروی انتظامی می‌زند. بخشی از این گفت‌و‌گوی تفصیلی را می‌خوانید:

*ما نه مشکل فرهنگی را حل کرده‌ایم، نه به جوان شخصیت داده‌ایم و نه مشکل مسکن و مشکل ازدواج او را حل کرده‌ایم. یکسره رفته‌ایم آخر خط را گرفته‌ایم که آقا نگاه به دختر نامحرم کردی چشمت را درمی‌آوریم.

*نصفه نیمه نمی‌شود خدا را قبول کرد. چون می‌شود لحاف چهل تکه‌ای که فرهنگ آن هالیوود است و دینش اسلام امریکایی.

*معتقدم کلاس درس، هیأت نیست که بگوییم فقط بچه‌هیأتی‌ها و چادری‌ها بیایند بلکه هر کس با تیپ خودش سر کلاس می‌آید یعنی کسی را مجبور نمی‌کنم که برود و تیپش را عوض کند و با ظاهر مذهبی سرکلاس بیاید.

*اگر نگاه انسان‌ها عوض شد قطعاً علاج می‌کنند و می‌روند به سمت درست کردن آن، اما اگر با آن ساده برخورد کردند و حجاب را مثل این که اگر بچه من سه تا کفش دارد و باهر کدام که دلش خواست، بدود دانستند به یک بیماری بزرگ تبدیل می‌شود.

*شما در فروشگاه‌های ولی‌عصر می‌بینید که پارچه زده‌اند از پذیرش خانم‌های بدحجاب معذوریم و بعد می‌بینیم فروشنده‌ای که داخل مغازه است، از همه بدتر لباس پوشیده.

*نیروی انتظامی و نهادهای دولتی می‌خواهد زود نتیجه بگیرند ولی به این سبک نتیجه نمی‌گیرد. وقتی نیروی انتظامی می‌تواند نتیجه بگیرد که چند نیروی دیگر در کنار خودش داشته باشد؛ نیروی فرهنگی رسانه در کنارش باشد، نیروی اقتصادی که رسیدن به نیازهای یک انسان را تسهیل می‌کند در کنارش باشد، نیروی فکری پاسخگو و منطقی به سؤالات یک جوان و حتی نیروی قوه قضائیه که باید قاطعانه برخورد کنند در کنار او قرار بگیرد.

*بعضی مواقع به اداره و یا مثلاً به فرودگاهی می‌روم و می‌بینم کلی تخلف و پارتی بازی در آنجا می‌شود و یا در همان فرودگاه، تابلوی اعلانات از تأخیرهای چند ساعته در پروازها خبر می‌دهد از طرفی زیر همان تابلو می‌نویسند لطفاً حجاب اسلامی را رعایت کنید. در شرایطی که این قدر اعصاب مردم به هم ریخته من از این شعار احساس تنفر می‌کنم چه رسد به خانم‌ها.

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ شنبه هجدهم تیر 1390 با موضوع
مروری بر فیلم حمله به دختر هاشمی

تقصیر شما نیست؛ از غیرت و ناموس چیزی یادتان نداده اند!

عصرایران ؛ جعفر محمدی - انگ زدن ، راحت ترین کار ممکن در این کشور است و هم از این روست که اگر امروز در باب زشتی و وقاحت حمله به دختر هاشمی رفسنجانی بنویسیم ، فوراً عده ای خواهند گفت که فلان سایت سر در آخور فلانی دارد و هاشمی چی هست و سخنانی آشنا از این باب که از بس مکرر شده اند ، حال هر انسان آزاده ای را به هم می زند!

از این رو ، در همین ابتدای مطلب ، هم تصریح می کنیم و هم تاکید می نماییم که نوشتار حاضر ، هیچ ربطی به هاشمی رفسنجانی و انتخابات خبرگان و دعوای بین او و احمدی نژاد ندارد بلکه دغدغه ای است از یک مسلمان ایرانی که معتقد است اگر غیرت مردان یک کشور در برابر توهین و تعرض به نوامیس مملکت نجنبد ، باید دردمندانه به عزا نشست و حدیث علی(ع) درباره اندوه مرد مسلمان از باز کردن خلخال از پای زن یهودی را بی هیچ مصداق بیرونی بارها خواند و بر آن اشک ریخت.

نیز اصرار داریم که همان گونه که به دلیل مخالفت با هاشمی ، حمله به دخترش کاری شرم آور است ، برای دفاع از هاشمی نیز دستاویز قرار دادن ناموس او نیز بی شرمی است و لذا موضوع بحث ، نه هاشمی رفسنجانی ، که لزوم حفظ حرمت نوامیس ایران زمین است.

پس اگر می خواهید ادامه این متن را بخوانید ، از فکر دعواهای هاشمی و ضدهاشمی بیرون بیایید و که هم هاشمی رفتنی است ، هم احمدی نژاد خواهد رفت و هم این دعواهای خانمانسوز تمام خواهند شد ؛ اما آنچه خواهد ماند سرزمینی به نام ایران است که قاعدتاً باید سرزمین اخلاقیات باشد و زن و دختر ایرانی ، از مادر و خواهر و همسر و دختران همه ما گرفته تا زنانی که به دنیا خواهند آمد ، قرار است در این سرزمین به عنوان بانوان ایرانی زندگی کنند و حرمتشان حفظ شود. حمله به فائزه هاشمی
این ، زیرساخت نگاه متن حاضر به ماجرای زننده حمله به دختر هاشمی رفسنجانی در پارکینگ حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در شهر ری است که توسط دوربین موبایل ، ثبت و بر روی برخی سایت ها منتشر شده است ؛ فیلمی که به واسطه حمله مهاجمان به یک زن بی پناه و فحش های زشت و رکیکی که به کار می برند ، به حدی غیراخلاقی است که به خود اجازه نشر آن را نمی دهیم ولی طبیعتاً به واسطه نشر آن در فضای وب ، بسیاری آن را دیده اند و می دانند که در آن فیلم چند نفر با ادعای ارزشی بودن ، به سمت دختر هاشمی رفسنجانی هجوم می برند و او را با تهدیدهای رکیک غیر اخلاقی مورد اهانت قرار می دهند تا آن که دختر هاشمی که در تمام مدت ماجرا سکوت کرده ، موفق می شود بر خودروی خود سوار شود به سرعت از مهلکه بگریزد.

در این باره چند نکته حائز اهمیت است:

1 - فرض می کنیم شخص هاشمی "آدم بد" ماجراهای سیاسی است و سردسته خواص بی بصیرت و خلاصه ، هر چه که مخالفانش می گویند هست ؛ در چنان فرضی کدام ارزش اخلاقی به ما اجازه می دهد دختر او را مورد هتک حرمت قرار دهیم و به او  فحش های جنسی دهیم؟!
چنین دستور العملی فقط در قاموس شیطان می گنجد و لاغیر.

به راستی اگر قرار باشد زن و بچه و ناموس رجال سیاسی به واسطه وجود مخالفان سیاسی امنیت نداشته باشند و به فرض ، حامیان هاشمی هم ناموس حمله کنندگان را در تنهایی گیر بیندازند و بی احترامی کنند ، در این مملکت سنگ روی سنگ بند می شود و چیزی به نام اخلاق و غیرت و ناموس برای این مردم می ماند؟
حضرت علی(ع) هنگامی که با مساله قتل خلیفه سوم مواجه شد ، بسیار بر آشفت، نه فقط برای قتل خلیفه که به خاطر بیم از عواقب باب شدن خلیفه کشی. حال اگر ناموس .
در این ماجرا نیز ، بیش از آن که مساله ناظر به یک فرد خاص به نام فائزه هاشمی باشد ، ناظر به نگرانی از نا امنی برای نوامیس کل جامعه است ، به ویژه آن که پیشتر نیز شاهد انتشار عکس هایی از زن و دختر برخی عناصر سیاسی توسط مخالفانشان بوده ایم.

شما را به خدا سوگند این خاک را برای زن و بچه هایمان ناامن نکنید که اگر چنین شود ، هیچ کس در امان نخواهد بود. اگر یادتان نداده اند ، لااقل حالا بفهمید که زن ، همواره در جامعه احترام داشته و حتی مردهایی که واقعاً مرد هستند (و نه صرفاً جنس مذکر) از قدیم الایام با مردی که زن و بچه اش همراهش هستند ، به احترام خانواده اش ،وارد زد و خورد و فحش و فحش کاری نمی شوند. همین الان هم گاه دیده ایم که در اختلافی مانند برخی برخوردهای خیابانی بین دو مرد ، یکی به دیگری می گوید: برو خدا را شکر کن که خانواده ات همراهت هستند و الا ... !
حال این روحیه اخلاقی را بگذارید کنار حرکت تازه به دوران رسیده هایی که در ملأ عام ، به یک زن حمله و  فحاشی می کنند تا زشتی کار و دوری اش از اخلاق را بهتر لمس کنید.

2 - در شرع مقدس - همان دینی که مهاجمان متظاهر به آنند - آمده است که اگر کسی به جرم مثلاً شرب خمر ، به 80 ضربه شلاق محکوم شود و مجری حکم ، علاوه بر 80 ضربه ، سیلی کوچکی به او زند تا فحشی نثارش کند ، خود مستحق قصاص و مجازات است. حتی کسی که محکوم به اعدام شده نیز فقط باید اعدام شود نه این که فحش بخورد و آزار دیگری ببیند و نظایر این.

حال فرض را بر این می گذاریم که مهاجمان ، نه به خاطر هاشمی رفسنجانی ، بلکه به دلیل عملکرد خود فائزه هاشمی به او تعرض کرده اند.
در چنین فرضی هم باید گفت که اولاً مگر شما قاضی و حاکم شرع هستید و مگر کشور قانون و دستگاه قضایی و ... ندارد که به خود حق می دهید هر کاری خواستید انجام دهید؟

ثانیاً به فرض اثبات جرم ، در هیچ جای قانون اسلام و جمهوری اسلامی نیامده که اگرکسی مجرم شناخته شد ، آقایان حق دارند به او فحس ناموسی و جنسی بدهند.

ثالثاً اگر ادعای ولایتمداری تان می شود - که لابد در این باب هم تظاهر می کنید و دروغ می بافید-  مگر بارها و بارها ، رهبر انقلاب به زبان سلیس فارسی از اقدامات خودسرانه و تندروانه منع تان نکرده اند؟
اگر برخی جریان های سیاسی اپوزیسیون هم فعالیت های غیر قانونی می کنند و به آنها گفته نمی شود که چرا از سخن رهبری پیروی نمی کنید ، به خاطر این است که آنان ، اساساً داعیه ای در این باب نداشته ، از زدن علنی ساز مخالف هم ابایی ندارند ، اما کسی که خود را پیرو رهبری می داند و در همان حال خلاف مسیر اعلامی ایشان حرکت می کند را نمی توان به چوب چنین نقدی نواخت.

3 - اگر همچنان به ولایت فقیه اعتقاد دارید ، درنگی با خود و خدا و عقل تان خلوت کنید و ببینید این قبیل کارها جایگاه رهبری را تقویت می کند یا بدان لطمه می زند؟ چهره نیروهای ارزشی را عقلانی و رحمانی نشان می دهد یا مشوش و بی خرد و بی رحم؟
تصور نمی کنم هیچ فرد بی طرف و منصفی چنان صحنه هایی را ببیند و در پایان به فحاشانی که به یک زن حمله کرده اند علاقه مند شود.

نیروهای ارزشی جامعه ما ، البته که کسانی هستند که برای حفظ نوامیس این ملکت سینه سپر کردند و اکنون بسیاری از آنان را در مزارهای شهدا و آسایشگاه های جانبازان می توان سراغ گرفت ،نه افرادی که تمام مردانگی شان این است که برای یک زن تنها خط و نشان بکشند و پشت سر هم فحش بدهند و در نهایت هم احساس قرب الهی کنند! کسانی که چنین توهماتی دارند ، قطعا نیازمند مشاوره دینی بزرگانی مانند آیت الله جوادی آملی هستند و حتماً هم باید توسط روانپزشکان معاینه شوند و الا کدام آدم متشرع و سلیم العقلی ، از فحاشی به یک زن ، احساس رضایت دینی و روانی می کند؟

آیا در کل تاریخ اسلام و زندگی پیامبر(ص) و حضرت زهرا (س)  و ائمه اطهار(ع) فقط یک نمونه مشابه چنین رفتاری را سراغ دارید؟ در فرهنگ ایرانی چطور؟
پاسخ قطعاً منفی است و لذا کار اینان نه ربطی به دین دارد و نه ربطی به فرهنگ ایرانی ؛ تنها می توان از عنوان هوا و هوس و جهالت برای تبیین چنین ماجراهایی استفاده کرد و نه از مفاهیم و الگوهای دینی.

4 - قوه قضاییه در این میان نقش مهم و تاثیر گذاری دارد ؛ همان طور که انتظار می رود به اتهاماتی که علیه برخی فرزندان هاشمی مطرح است بدون هیچ اغماضی رسیدگی کند و نص قانون را درباره شان اجرا نماید(از تبرئه گرفته تا اشد مجازات) انتظار می رود با عاملان حادثه مورد اشاره هم برخورد نماید، به ویژه آن که با وجود تصاویر منتشره ، کار شناسایی عاملان این اقدام غیر اسلامی و غیر ایرانی هرگز سخت نیست.

به راستی اگر زن و دختر مسوول دیگری جز هاشمی چنین مورد آزار و بی احترامی قرار می گرفت و تصویر مهاجمان نیز منتشر می شد ، با عاملان حمله چه برخوردی می شد؟

5 - پیشتر نیز گفته ام ، مشکل اساسی جامعه ما ، نه مسائل سیاسی و  تنگناهای اقتصادی و چالش های بین المللی ، که سقوط سریع اخلاق است و چه بد مردمانی هستند کسانی که برای دستمال منافع  و امیال خود ، قیصریه اخلاق را آتش می زنند و نمی فهمند که جامعه بی اخلاق ، یعنی خانه بی ستون و آدم بی استخوان. اخلاق مانند نخ تسبیحی است که همه اجزا و ارکان جامعه را نگاه می دارد و هرگاه این نخ پاره شود ، شیرازه امور از هم می پاشد.

بعد از تحریر:

علی علیه السلام پس از آن که شنید از پای زنی یهودی ، خلخالی باز کرده اند دردمندانه گفت: اگر مردی از غیرت و غم این ماجرا سر بر زمین بگذارد و بمیرد ، ملامتش نکنید.
به راستی اگر امروز به آن امام خبر می دادند که عده ای با ادعای شیعه گری ، نه زن یهودی ، که زنی مسلمان را در حریم حرم یکی از نوادگانش و در حالی که صدای اذان ظهر در فضا پیچیده بود مورد حمله قرار داده اند ، به اینان چه می گفت؟ پاسخ این سوال برای عقل های سلیم ، چندان سخت نیست.

http://www.asriran.com/fa/news/157916/تقصیر-شما-نیست؛-از-غیرت-و-ناموس-چیزی-یادتان-نداده-اند!

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ سه شنبه دهم اسفند 1389 با موضوع
جمع دیكتاتورهای وابسته جمع است! (عکس)

بن علی و حسنی مبارك روسای جمهور سابق تونس و مصر كه زمانی با غربی ها عكس یادگاری می گرفتند ، امروز سقوط كرده اند و قذافی دیكتاور لیبی و عبدالله صالح رئیس جمهور یمن در نوبت سقوط قرار دارند.
این عکس مربوط به نشست قبلی سران اتحادیه عرب در شهر سرت لیبی است.

عكس ديكتاتورهاي ديگري مانند پادشاه بحرين-كويت-عمان و اردن را هم بايد به اينها اضافه كرد.

کاریکاتور/ قذافی در حمام خون 

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ سه شنبه دهم اسفند 1389 با موضوع
9 دی

۹دی تولدی دوباره

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ پنجشنبه نهم دی 1389 با موضوع
مردی با عبای انگلیسی

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ شنبه سیزدهم آذر 1389 با موضوع
عکس: زنان همسفر احمدی‌نژاد در نیویورک
عکس: زنان همسفر احمدی‌نژاد در نیویورک
وزیر فرهنگ الجزایر، همسر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران (سومین فرد از سمت چپ) و همسران مقامات ایرانی را در فرودگاه بین‌المللی شهر الجزیره همراهی می‌کند.
تابناک
نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ جمعه نهم مهر 1389 با موضوع
متن کامل سخنان ریاست جمهوری در سازمان ملل؛

آزادي حقي الهي است كه بايد در خدمت صلح و كمال انساني باشد

رئيس جمهور اسلامی ايران در سخنان خود در مجمع عمومي سازمان ملل پيشنهاد كرد كه سازمان ملل درباره 11 سپتامبر يك گروه حقيقت ياب مستقل تعيين كند.

متن كامل سخنان محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان در شصت و پنجمين اجلاس عمومي سازمان ملل كه شامگاه پنجشنبه ايراد شد، به شرح زير مي‌باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين و علي جميع الانبياء والمرسلين.

سلام و صلوات خداوند بر پيامبران الهي به ويژه پيامبر بزرگ اسلام و اهل بيت مطهر و ياران برگزيده‌اش و بر تمام پيامبران الهي.

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه.

اي خداي بزرگ در ظهور وليت كه همراه با سلامتي و پيروزي باشد تعجيل كن و ما را از بهترين ياران و حاميان او و فداكاران در راهش قرار بده.

جناب آقاي رئيس، همكاران محترم

خداوند بزرگ را سپاسگزارم كه بار ديگر فرصت حضور در اين مجمع جهاني را عنايت فرمود. ابتدا ياد جانباختگان سيل مهيب پاكستان را گرامي داشته و با بازماندگان و دولت و ملت پاكستان ابراز همدردي مي‌كنم. از همگان دعوت مي‌كنم كه بعنوان يك وظيفه انساني به ياري همنوعان خود بشتابند.

در سالهاي گذشته پيرامون برخي از اميدها و نگراني‌ها، از بحران‌هاي خانواده، امنيت، كرامت انساني، اقتصاد و آب و هوا و از اميد به عدالت و صلح پايدار با شما سخن گفتم.

اينك كه نظام سرمايه‌داري و مديريت موجود جهاني پس از حدود يكصد سال حاكميت، به پايان راه رسيده و از ارائه پاسخ مناسب به نيازهاي جامعه درمانده شده است، تلاش مي‌كنم با نگاهي به دو عامل اصلي اين ناكامي، برخي از مشخصات نظم مناسب آينده را ترسيم نمايم.

الف: عامل نگرشها و اعتقادات

مي‌دانيد كه پيامبران الهي مأموريت داشته‌اند تا همگان را به يگانه‌پرستي و عشق و عدالت فرا بخوانند و راه رسيدن به سعادت را در برابر بشريت قرار دهند. انسانها را به تفكر و علم دعوت كنند تا حقيقت را بهتر بشناسند و از شرك و خودخواهي برحذر باشند. حقيقت دعوت پيامبران واحد است. هر پيامبري، پيامبر قبل از خود را تصديق و به پيامبر بعدي بشارت داده و دين را متناسب با ظرفيت بشر كاملتر از گذشته ارائه كرده است. اين سير تا پيامبر خاتم كه تمام و كمال دين را عرضه كرد ادامه داشته است.

به موازات اين سير، خودخواهان و دنياپرستان در برابر اين دعوت روشن ايستادگي و براي مقابله با پيام آنان قيام كردند.

ـــ نمروديان در برابرحضرت ابراهيم، فرعونيان در برابر حضرت موسي و دنياپرستان در برابر حضرت عيسي و حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) قرار گرفتند. در سده‌هاي اخير نيز به بهانه ظلمي كه طي قرون وسطي از ناحيه مدعيان دينداري در غرب رفت، ارزش‌ها و اخلاق انساني به عامل توقف و عقب ماندگي تفسير و در برابر علم و عقل قرار داده شد.
ـــ قطع ارتباط انسان با آسمان در واقع رابطه او را با حقيقت خودش منفصل كرد.

ـــ انسان كه استعداد درك حقايق عالم و حق‌جويي، ميل به عدالت و كمال، پاكي و زيبايي و جانشيني خدا در زمين را دارد به موجودي محدود به عالم ماده و ماموريت او به حداكثر رساندن لذت فردي تعريف گرديد. اصالتِ غرايزِ انساني به جاي اصالتِ حقيقتِ انسان نشست.

ـــ انسانها و ملتها رقيب هم شمرده شدند و سعادت يك فرد يا ملت در مزاحمت و در حذف و سركوب ديگران تعريف شد. به جاي تعامل سازنده و تكامل بخش، تنازع مخرب براي بقاء مبناي تنظيم روابط قرار گرفت.

ـــ پرستشِ سرمايه و سلطه جايگزين يگانه پرستي كه رمز وحدت و عشق است گرديد.

ـــ اين مقابله گسترده خودخواهان با ارزش‌هاي الهي راه را بر برده‌داري و استعمار باز كرد.

بخش وسيعي از جهان، تحت سلطه چند دولت غربي قرار گرفت. ده‌ها ميليون انسان به بردگي كشيده شدند و دهها ميليون خانواده متلاشي گرديدند. تمام منابع، حقوق و فرهنگ ملتهاي استعمارزده به غارت رفت. سرزمين‌ها اشغال و مردم بومي قتل عام و تحقير شدند.

اما با قيام ملتها، استعمارگري منزوي و استقلال ملتها به رسميت شناخته شد. اميد به احترام، رفاه و امنيت در ملتها زنده شد. در اوائل قرن گذشته شعارهاي زيباي آزادي، حقوق بشر و دموكراسي، اميدهاي فراواني ايجاد كرد تا مرهمي بر زخمهاي عميق مانده از گذشته باشد اما امروز نه تنها آرزوها محقق نشده بلكه خاطراتي بعضاً تلخ‌تر از گذشته در تاريخ ثبت شده است.

ـــ در دو جنگ جهاني، اشغال فلسطين، جنگهاي كره و ويتنام، جنگ عراق عليه ايران، اشغال افغانستان و عراق و جنگهاي آفريقا صدها ميليون نفر كشته و زخمي و آواره شدند.

ـــ تروريسم، توليد موادمخدر، فقر و فاصله طبقاني گسترش يافت. حكومتهاي كودتايي و ديكتاتوري تحت حمايت غرب در آمريكاي جنوبي جنايتهاي كم نظير مرتكب شدند.

ـــ به جاي خلع سلاح، توليد و انباشت سلاح‌هاي اتمي و ميكروبي و شيميايي توسعه پيدا كرد و جهان در معرض تهديد بيشتري قرار گرفت.

و بدين ترتيب ظاهراً همان اهداف استعمارگران و برده‌داران اما اينبار با شعارهاي جديد دنبال شده است.
ب: عامل مديريت جهاني و ساختار حاكم

ـــ جامعه و سپس سازمان ملل با شعار برپايي صلح و امنيت و تامين حقوق انساني و در حقيقت براي مديريت جهاني تشكيل گرديد.

ـــ با كالبد شكافي سه رويداد، نحوه مديريت حاكم بر جهان قابل ارزيابي است.

اول: 11 سپتامبر كه حدود ده سال همه جهان را تحت تاثير قرار داده است.

ـــ ناگهان با پخش تصاوير مختلف خبر حمله به برجهاي دو قلو در جهان منتشر شد.
ـــ تقريباً تمام دولتها و شخصيت‌هاي مطرح اين حادثه را به شدت محكوم كردند.
ـــ موتور تبليغات به راه افتاد و جهان در معرض خطري بزرگ به نام تروريسم و تنها راه نجات، لشگركشي به افغانستان اعلام شد.
ـــ بالاخره افغانستان و به فاصله كوتاهي عراق تحت اشغال قرار گرفتند.

لطفا دقت كنيد؛

ـــ ادعا شد كه در 11 سپتامبر حدود سه هزار نفر كشته شده‌اند كه همه از آن متاسفيم اما در افغانستان و عراق تا كنون صدها هزار نفر كشته و ميليونها نفر مجروح و آواره شده‌اند و درگيري به طور روزافزون توسعه پيدا كرده است.

در معرفي عوامل اصلي اين حادثه سه نظر اعلام شد:

1 ـ يك گروه تروريستي بسيار قدرتمند و پيچيده كه از همه لايه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي آمريكا عبور كرده است. اين نظر بيشتر از ناحيه دولتمردان آمريكا تبليغ شد.

2 ـ توسط بخشهايي از دولت آمريكا و براي ايجاد تغيير در روند نزول اقتصاد آمريكا و سيطره او بر خاورميانه و همچنين نجات رژيم صهيونيستي انجام شده است. اكثريت مردم امريكا و ملتها و سياستمداران بر اين باورند.

3 ـ توسط يك گروه تروريستي انجام شده است ليكن دولت وقت آمريكا از آن پشتيباني و بهره‌برداري كرده است. ظاهراً اين نظريه طرفداران كمتري دارد.

ـــ مهمترين اسناد اتهام چند گذرنامه‌ كه از ميان حجم عظيم خرابه‌ها پيدا شده بود و يك نوار ويديويي از يك شخص بود كه محل سكونت او نامعلوم است ولي اعلام شد كه قبلا در تجارت نفت با برخي مقامات آمريكايي مشاركت داشته است. اينگونه وانمود شد كه به دليل شدت آتش‌سوزي و انفجار از عاملين انتحاري اثري به دست نيامد.

چند سئوال اساسي بدون پاسخ مانده است:

1 ـ آيا عقل حكم نمي‌كرد كه ابتدا تحقيق دقيقي توسط گروههاي مستقل انجام و پس از شناساييِ كاملِ عوامل، برنامه‌اي منطقي براي برخورد با آنها طراحي مي‌گرديد.

2 ـ به فرض پذيرش نظر دولت آمريكا، آيا روش برخورد با يك گروه چريكي، لشگركشي گسترده، جنگ منظم و كشتار صدها هزار نفر است.

3 ـ آيا امكان نداشت مثل برخورد ايران با گروه تروريستي ريگي كه چهارصد نفر از مردم بيگناه ايران را كشته و زخمي كرده بود اقدام مي‌شد. در عمليات ايران به هيچ بيگناهي خسارتي وارد نشد.

ـــ پيشنهاد مي‌شود كه سازمان ملل درباره 11 سپتامبر يك گروه حقيقت ياب مستقل تعيين نمايد تا بعدها عده‌اي اظهارنظر درباره آن را ممنوع نكنند.

در اينجا مايلم اعلام نمايم كه جمهوري اسلامي ايران در سال آينده، ميزبان كنفرانسي خواهد بود كه با هدف شناخت تروريسم و راهكارهاي مقابله با آن برگزار خواهد شد. از مقامات كشورهاي مختلف، انديشمندان، صاحبنظران، محققين و موسسات مطالعاتي براي شركت در اين كنفرانس دعوت مي‌كنم.

دوم: اشغال سرزمين فلسطين است.

ـــ ملت مظلوم فلسطين شصت سال تحت سلطه يك رژيم اشغالگر از آزادي، امنيت و حق حاكميت محروم است ولي اشغالگران به رسميت شناخته مي‌شوند. روزانه خانه‌ها بر سرزنان و كودكان خراب مي‌‌شود و مردم در وطن خود از آب و غذا و دارو نيز محرومند. صهيونيست‌ها تاكنون 5 جنگ گسترده بر همسايگان و ملت فلسطين تحميل كرده‌اند.

ـــ صهيونيست‌ها در جنگ عليه لبنان و غزه زشت‌ترين اقدمات را عليه مردم بي‌دفاع انجام داده‌اند.

ـــ رژيم صهيونيستي بر خلاف همه قواعد بين‌المللي به كشتي كمكهاي انساني هجوم مي‌كند و غير نظاميان را مي‌كشد.

ـــ اين رژيم به طور مطلق مورد حمايت برخي كشورهاي غربي است و دائماً كشورهاي منطقه را تهديد و با اعلام قبلي شخصيت‌هاي فلسطيني و غيره را ترور مي‌كند ولي مدافعان فلسطيني و مخالفين اين رژيم با عناويني چون تروريست و ضد يهود تحت فشار قرار مي‌گيرند. تمام ارزش‌ها حتي آزادي بيان در اروپا و آمريكا به پاي صهيونيسم قرباني مي‌شود.

ـــ به دليل عدم توجه به حقوق مردم فلسطين همه راه حل‌ها به شكست مي‌انجامد.

ـــ اگر از ابتدا به جاي رسميت دادن به اشغالگري، حق حاكميت ملت فلسطين به رسميت شناخته مي‌شد آيا امروز شاهد اين همه جنايت بوديم.

ـــ پيشنهاد روشن ما بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمين خويش و مراجعه به آراء عمومي همه مردم فلسطين براي اعمال حاكميت و تعيين نوع حكومت خود است.
سوم: انرژي هسته‌اي است.

ـــ انرژي هسته‌اي، پاك و ارزان و نعمتي خدادادي و از بهترين جايگزينها براي كاهش آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي است. 

ـــ معاهده N.P.T به تمام اعضاء اجازه داده است كه بدون محدوديت از آن بهره ببرند و آژانس موظف به حمايت و پشتيباني فني و حقوقي از آنها شده است.

ـــ بمب اتم بدترين سلاح ضد بشري است كه بايد به طور كامل محو گردد. معاهده N.P.T توسعه و انباشت آن را ممنوع و خلع سلاح را ضروري شمرده شده است.

ـــ اما ملاحظه كنيد دارندگان بمب اتم و برخي اعضاء دائم شوراي امنيت چه كرده‌اند:

ـــ  انرژي هسته‌اي را معادل بمب معرفي و با ايجاد انحصار و فشار بر آژانس آنرا از دسترس اكثريت ملتها دور كرده‌اند و همزمان بمب‌هاي اتمي خود را حفظ كرده و ارتقاء و گسترش داده‌اند.

اين اقدامات باعث شده است كه؛

ـــ نه تنها خلع سلاح اتفاق نيفتاده است بلكه توليد بمب اتم در برخي مناطق از جمله توسط رژيم اشغالگر و تهديدگر صهيونيستي اشاعه يافته است.

ـــ همين جا پيشنهاد مي‌شود كه سال 2011 سال خلع سلاح اتمي و " انرژي هسته‌اي براي همه و سلاح هسته‌اي براي هيچ كس " اعلام شود.

ـــ در تمام اين موارد سازمان ملل نمي‌تواند اقدام موثري انجام دهد و متاسفانه در دهه‌اي هم كه به نام صلح نامگذاري شد جنگ و تجاوز و اشغالگري، صدها هزار نفر كشته و مجروح برجاي گذاشت و بر كينه‌ها و دشمني‌ها افزوده شد.

خانم‌ها و آقايان؛ اخيراً نيز شاهد اقدام زشت و ضد انساني قرآن سوزي بوديم.

ـــ قرآن كتاب آسماني و معجزه جاويد پيامبر اسلام است و به يگانه پرستي، عدالت، عشق به مردم، آباداني زمين، تفكر و تعقل و دفاع از مظلومان و مبارزه با ستمگران دعوت مي‌كند و از پيامبران الهي نظير نوح، ابراهيم، اسحق، يوسف، موسي و عيسي (عليهم‌السلام) به نيكي نام مي‌برد و آنان را تصديق مي‌كند. قرآن را سوزاندند كه همه اين حقايق و معارف را بسوزانند اما حقيقت سوختني نيست، قرآن جاودانه است چون خدا و حقيقت جاودانه‌اند. اين اقدام و هر اقدامي كه موجب تعميق شكافها و فاصله‌ها بين ملتها شود شيطاني است. بايد با هوشمندي از غلتيدن در دام شيطان احتراز كرد. من به نمايندگي از ملت ايران به همه كتب آسماني و پيروان آنان احترام مي‌گذارم. اين قرآن است و اين كتاب مقدس هر دو براي ما محترمند.

دوستان محترم! سالهاست كه ناكارآمدي انديشه سرمايه داري و مديريت بين‌المللي و ساختارهاي موجود آشكار شده و اكثريت دولتها و ملتها خواستار تغيير اساسي و اجراي عدالت در مناسبات جهاني‌اند.

ـــ علت ناتواني سازمان ملل ساختار ناعادلانه آن است. با امتياز وتو قدرت اصلي در شوراي امنيت متمركز شده و ركن اصلي يعني مجمع عمومي به حاشيه رفته است.

ـــ در چند دهه گذشته همواره حداقل يكي از اعضاي دائمي در يك طرف مناقشات بوده‌ است.

ـــ وقتي قاضي و دادستان، خود يك طرف دعوا هستند چگونه مي‌توان انتظار كارآمدي داشت چرا كه امتياز وتو براي تجاوز و اشغالگري مصونيت مي‌آورد.

ـــ آيا در بحث هسته‌اي، اگر ايران داراي امتياز وتو بود مواضع شوراي امنيت و مديركل آژانس همين گونه بود.

دوستان عزيز!

ـــ سازمان ملل مهمترين مركز هماهنگي مديريت مشترك جهاني است. ساختار آن بايد به گونه‌اي اصلاح شود كه همه دولتها و ملتهاي مستقل در مديريت جهاني مشاركت سازنده و فعال داشته باشند.

ـــ امتياز وتو بايد لغو شود و مجمع عمومي بالاترين ركن و دبيركل، مستقل‌ترين فرد و تمام مواضع و اقدامات او با تائيد مجمع عمومي و در جهت عدالت و رفع تبعيض باشد.

ـــ دبيركل نبايد براي ابراز حقيقت و اعمال عدالت تحت فشار قدرتها و يا كشور محل استقرار سازمان باشد.

ـــ پيشنهاد مي‌شود طي يكسال و در يك نشست فوق‌العاده، مجمع نسبت به اصلاح و نهايي كردن ساختار سازمان اقدام نمايد.

ـــ جمهوري ‌اسلامي ‌ايران پيشنهادات روشني دارد و آماده مشاركت سازنده و فعال است.

خانم‌ها و آقايان؛

ـــ من به صراحت اعلام مي‌كنم كه اشغال كشورها به بهانه تحميل آزادي و دموكراسي يك جنايت نابخشودني است.

ـــ جهان به جاي منطق قدرت، انحصار‌طلبي، يكجانبه‌گرايي، جنگ و تهديد به منطق مهرورزي، عدالت و مشاركت همگاني نيازمند است.

ـــ نيازمند مديريت افرادي پاك چون انبياء الهي است.

ـــ دو حوزه وسيع جغرافيايي يعني آفريقا و آمريكاي لاتين يك دهه از تحولات تاريخ ساز را پشت سر گذاشته‌اند. رويكردهاي جديد در اين دو قاره كه بر همگرايي و وحدت هرچه بيشتر و بومي سازي الگوهاي رشد و توسعه كشورهايشان استوار است منافع چشمگيري را براي مردمان اين دو منطقه به ارمغان آورده است. هوشمندي و تدبير رهبران اين دو قاره قادر به حل بحران‌ها و معضلات منطقه‌اي بدون دخالت‌هاي سلطه جويانه فرا منطقه‌اي است.

جمهوري اسلامي ايران روابط همه جانبه خود را طي سالهاي اخير با آمريكاي لاتين و آفريقا گسترش داده است.

و اما درباره ايران سرافراز؛

ـــ بيانيه تهران گامي بزرگ و سازنده در جهت ايجاد اعتماد است كه با اقدام شايسته و انساني دولتهاي برزيل و تركيه و همراهي صميمانه ايران تنظيم شده و گرچه با بداخلاقي و قطعنامه غير قانوني مواجه شد، ليكن همچنان معتبر است.

ـــ ما بيش از تعهدات خود قوانين آژانس اتمي را رعايت كرده‌ايم ولي هرگز تحميلات غيرقانوني را نپذيرفته و نخواهيم پذيرفت.

ـــ گفته‌اند كه با فشار مي‌خواهند ايران را وادار به گفتگو كنند.

 اولاً ايران هميشه آماده گفت‌وگو بر پايه احترام و عدالت بوده است.

 ثانياً روش‌هاي مبتني بر بي‌احترامي به ملتها، مدتهاست كه كارآمدي خود را از دست داده است. آنان كه در برابر منطق روشن ملت ايران از تهديد و تحريم استفاده كردند در واقع باقيمانده حيثيت شوراي امنيت و اعتماد ملتها به اين نهاد مهم را قرباني و ناعادلانه بودن آن شورا را يكبار ديگر اثبات كردند.

ـــ اينان وقتي با ملت بزرگ ايران كه در تاريخ با نام دانشمندان، شاعران، عارفان، هنرمندان و فرهنگ و تمدنش و به نام پاكي، خداپرستي و عدالت خواهي شناخته شده است اينگونه رفتار مي‌كنند چگونه انتظار دارند كه ملتها به آنان اعتماد كنند.
ـــ همه مي‌دانند كه نظام سرمايه داري و روش‌‌هاي سلطه‌جويانه در مديريت جهان شكست خورده و نه تنها دوره برده‌داري و استعمار بلكه دوره تسلط بر جهان نيز گذشته و راه بر بازسازي امپراطوريها بسته شده است.

ـــ اعلام كرده‌ايم كه حاضريم در يك مناظره آزاد جدي با دولتمردان آمريكا در همين صحن و به طور شفاف ديدگاه خود درباره مسائل مهم جهان را به شما عرضه نمائيم.

ـــ همين‌جا پيشنهاد مي‌شود براي تحقق گفتگوي سازنده همه ساله كرسي مناظرات آزاد در صحن مجمع برپا شود.

و اما سخن آخر؛

دوستان و همكاران!
ـــ ملت ايران و قاطبه ملتها و دولتهاي جهان با مديريت تبعيض‌آلود فعلي حاكم بر جهان مخالفند. اين مديريت بدليل غير انساني بودن در پايان راه و بن‌بست كامل و نيازمند اصلاحات اساسي است.

ـــ اصلاح وضع جهان و استقرار آرامش و سعادت مستلزم مشاركت همگاني، انديشه پاك و مديريت الهي و انساني است.

همه ما بر اين باوريم كه:

ـــ عدالت عامل اصلي صلح، امنيت پايدار و گسترش محبت بين انسانها و ملتهاست و نوع انسان‌ها تحقق آرمانها، حقوق و عزت خود را در سايه عدالت جستجو مي‌كنند و از ظلم، بداخلاقي و تحقير گريزانند.

ـــ حقيقت انساني در عشق ورزيدن به انسانها و خوبيها متجلي مي‌گردد و محبت بهترين مبناي تنظيم رابطه بين انسانها و ملتها است.

وحشي بافقي شاعر نامدار ايراني مي‌فرمايد:

اگر صد آب حَيوان (آب حيات) خورده باشي
چو عشقي در تو نبود مرده باشي

ـــ انسانها در مسير ساختن جهاني سرشار از پاكي و امنيت و رفاه، رقيب و منازع نيستند بلكه ياور يكديگرند.

ـــ كساني كه شادي خود را در غم، رفاه خود را در فقر و امنيت خود را در ناامني ديگران جستجو مي‌كنند و خود را برتر از ديگران مي‌دانند از دايره انسانيت خارج‌ و در مسير شيطاني‌اند.

ـــ اقتصاد و اموال دنيا ابزار خدمت به ديگران، دوستي و تقويت روابط انساني و كمال معنوي و نه وسيله سلطه و فخر فروشي است.

ـــ زن و مرد مكمل يكديگرند و خانواده و رابطه پاك، عاشقانه و پايدار دو همسر در كانون آن، تضمين تداوم و تربيت نسلها، لذت حقيقي، ترويج عشق و اصلاح جامعه است.

ـــ زن مظهر جمال خداوند و كانون عاطفه و مسئول ترويج مهرورزي و حفظ پاكي و لطافت جامعه است.

ـــ خشن‌ شدن روح و رفتار زنان و محروم شدن آنان از حق اساسيِ مهرورزيِ مادرانه و همسرانه موجب خشونت جامعه و آسيب‌هاي جبران ناپذير خواهد شد.

ـــ آزادي حقي الهي است كه بايد در خدمت صلح و كمال انساني به كارگيري شود.

ـــ انديشه صالح و اراده صالحان رمز عبور به حيات طيبه و زندگي سرشار از اميد، نشاط و زيبايي است.

ـــ اين وعده خداوند است كه زمين به پاكان و صالحان به ارث خواهد رسيد و انسانهاي رها شده از اسارت خودخواهيها ، مديريت جهان را بر عهده مي‌گيرند و آن‌گاه اثري از غم، تبعيض، فقر، ناامني و تجاوز نمي‌ماند و روزگار شادي حقيقي بشر و شكوفايي حقيقت خداگونگي انسان فرا مي‌رسد.

ـــ همه عدالت‌خواهان و آزادگان منتظر بوده‌اند و به اين دوران شكوهمند وعده داده‌اند.

ـــ انسان كامل، عبد مخلص خدا و عاشق صادق انسان كه پدر گرامي‌اش از تبار پيامبر عزيز اسلام و مادر گرامي‌اش از تبار امت مسيح است به همراه عيسي بن مريم و ديگر صالحان در انتظار هستند تا در تحقق آن دوران درخشان بيايند و همه بشريت را ياري كنند.

ـــ شايسته است دست در دست يكديگر و با تلاش براي عدالت به استقبال آنان برويم.

ســلام بر عشـق و پرستـش ، ســلام بر عــدالــت و آزادي، ســلام بر حقيقت انســــان، انسـان كــامل، يــارحقيقي و صادق انســـان و سلام بر شمــا و همه صالحـان و پــاكـان

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ جمعه دوم مهر 1389 با موضوع
زنده باد

زنده باد مردانی که مانند مولایشان علی وقتی میخواهند به فقرا کمک کنند، شبها نانی در دست می گیرند و چهره پنهان می کنند تا فقرا از فقر خود خجالت نکشند .

زنده باد آقای وزیر که چنین به فکر فقرا هستید...

 زنده باد خدمتگذاران ملت که دخترکان معصوم و فقیر را جلوی دوربین به صف می کشند تا وزیری بسته هزارتومانی را به دست بگیرد و وقتی عکاس شروع کرد به عکاسی کردن، با لبخندی که به زور روی لب هایش ماسیده است، پول بدهد به بچه ها و مدیر موسسه به بچه ها بگوید: بچه ها لبخند بزنید، دارند عکس می گیرند. لبخند بزنید تا آقای وزیر نشان بدهد که تا چه حد فرزندان ایران زمین را دوست می دارد.

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 با موضوع
مولا علی ع
ای مالک !

اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی،

          فردا به آن چشم نگاهش مکن.

                               شاید توبه کرده باشد وتو ندانی.

 

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ جمعه پنجم شهریور 1389 با موضوع
سخنی با مسؤولانی که دغدغه اصلی شان شده است "حجاب زنان و دختران"

بعد از سخنان جنجالی محمود احمدی نژاد درباره حجاب ، موجی از اعتراضات علیه او به راه افتاده و در آخرین مورد ، حزب مؤتلفه ، نامه ای سرگشاده به رئیس جمهور نوشت و او را بابت عدم اجرای کامل قانون "حجاب و عفاف" مورد نکوهش قرار داد.

احمدی نژاد 23 خرداد در یک برنامه زنده تلویزیونی گفته بود:« ما اینها را توهین می دانیم که زن و مردی در خیابان راه بروند و کسی بیاید بگوید نسبت شما چیست .هیچ کس حق ندارد در این مورد سوال کند، این به معنای آن نیست که ما نابسامانی های اجتماعی را نمی بینیم و یا نباید اصلاح کنیم بلکه می گویم این روش، روش درستی نیست.اینها مال دولت نیست و آنها را قبول نداریم و تا آنجایی که بتوانیم برخورد و کنترل می کنیم .

 برخی ها هستند که تا اسم زن می آید ناراحت می شوند ؛ آنها باید خود را درست کنند . وقتی نابسامانی های اخلاقی پیش می اید همه مقصر هستند و مردها نیز بیشتر مقصرند.

این اندیشه غلط است که در ذهن یک عده است و باید بیرون کنند و خود را اصلاح کنند . نه اینکه هر خانمی ، هرکاری کرد مورد تایید است اما نباید پنداشت که زن مبنا و مرکز مشکلات است .باورمان این است که هرکجا زن به طور انبوه وارد شد اجتماع انها بسیار سالم تر ، صحیح تر و اخلاقی تر است.

 عده ای در هر دوره ای هر چند ماه می خواهند جنجالی در کشور به پا و برخورد کنند و به صراحت می گویم ما مطلقا و از بنیاد ، این را قبول نداریم .
این بدان معنا نیست که ما از عده ای که به طور سازمان یافته بخواهند مشکلات اخلاقی را در جامعه گسترش دهند چشم پوشی کنیم بلکه باید با کار اطلاعاتی و شناسایی و قانونی انها را بازخواست و مجازات کنیم .

برخی ها می گویند باید امر به معروف کنیم و این حرف درستی است اما قبل از امر به معروف باید پدیده ای در جامعه تبدیل به معروف شود و وقتی معروف شد و عموم جامعه گفتند این کار خوبی است با روش درست به او می گوییم این موضوع را رعایت کند . اما اگر کسی اصرار دارد سازمان یافته و با وصل به بیگانه ذهن جوانی را تخریب کند ،کارش جداست .هیچ کس نباید بدون حکم قاضی ،کسی را مجازات کند مگر جاهایی که بر طبق قانون باشد مثلا در جرایم راهنمایی و رانندگی و نپرداختن قبض برق .

اما اینکه برای مسائل اجتماعی ماموری خودش تشخیص دهد و خودش مجازات کند صحیح نیست و امیدواریم نیاز به تذکر جدی من نداشته باشد . »

بعد این سخنان چنان به احمدی نژاد حمله شد که گویی او اصل حجاب را منکر شده بود و حال آن که او ، نه از اصل حجاب و عفاف ، که از روش های قهر آمیز موجود در برخورد با بدحجابی انقتاد کرده و حرف دل بسیاری از مردم ایران را زده بود.

البته عصرایران ، پیشتر در این باره به تفصیل مطالبی را بیان داشته و سخنان موافقان و مخالفان را نیز دریافت و منتشر کرده است و لذا نیازی به تکرار مکررات ، نیست ؛ آنچه محور اساسی بحث حاضر است ، مخاطب قرار دادن کسانی است که این روزها ، چنان درباره حجاب سخن می گویند که گویی مشکلی جز بدحجابی در کشور وجود ندارد.

البته روحانیونی که اخیراً در این باب سخن گفته اند ، مخاطب این نوشتار نیستند چه آن که فرض را بر این می گذاریم که آنها به وظیفه دینی خود که تبلیغ شریعت و احکام آن است عمل کرده اند .

روی سخن با سیاسیون ، نمایندگان مجلس و احزابی است که هم و غم نحوه لباس پوشیدن بانوان را دارند و مدام بر دولت خرده می گیرند که چرا در این باره کاری نمی کند و سخت نمی گیرد.

نویسنده خود معتقد به اصل دینی حجاب به عنوان یک فریضه الهی است و در زندگی شخصی و خانوادگی نیز التزام عملی بدان دارد.  با این حال ، سوال مهمی که اساس بحث پیش رو را تشکیل می دهد این است که آقایان و خانم های مسوول که هر کدام کرسی های ریاست و وکالت را اشغال کرده اند ، آیا جز موضوع حجاب ، مسوولیت دیگری بر دوش ندارند؟  آیا چنین می پندارند که تمام مشکلات مملکت حل شده و تنها مانده است چند تار موی دختران و نحوه لباس پوشیدن پسران که انشاء الله با رفع این آخرین بقایای مشکلات مملکتی ، جامعه ای آرمانی و ایده آل در انتظارمان خواهد بود؟!

اشتباه نکنید ! ما نمی گوییم حجب و حجاب و حیا و عفت در جامعه نباشد ، بلکه خطاب به مسوولانی که نامه سرگشاده به رئیس جمهور می نویسند یا نمایندگانی که تومار حجاب امضا می کنند ، می گوییم: دست شما درد نکند که به فکر قانون عفاف و حجاب هستید ، ولی شما را بخدا ، این قدر که برای نحوه لباس پوشیدن مردم حرص می خورید و تکاپو می کنید ، برای معیشت و آسایش و آرامش آنها هم جوش بزنید!

مثلاً همین الان که دارید این نوشته را می خوانید ، لوله های استخراج گاز قطر ، دارند از میدان مشترک گازی ایران و قطر (پارس جنوبی) گاز را به سمت این کشور می مکند و می برند و ما هنوز در گیر و دار تکمیل فازهای پارس جنوبی هستیم.

می دانید که از صدقه سر همین میدان مشترک ، رشد اقتصادی قطر در سال جاری 24 درصد بر آورد شده است ولی ارقام مربوط به رشد اقتصادی ما حدود 3 یا 4 درصد ذکر می شود؟
چرا نمایندگان ، احزاب ، مسوولان و همه و همه داد نمی کشند و کاری در این باره نمی کنند؟ چرا برای عقب ماندن پروژه های پارس جنوبی که ثروت صدها میلیاردی این ملت در آن خوابیده بیانیه نمی دهند و فریاد وامصیبتاه سر نمی دهند؟!

  40 سال است که می خواهد پل خلیج فارس را احداث کنند تا پایانه های تجارت دریایی ایران به نفع امارات متحده عربی در حاشیه نمانند ولی هنوز که هنوز است ، فقط بر روی کاغذ شاهد این پل هستیم و اعراب اماراتی سالانه از این بی عملی ما میلیاردها دلار پول یا مفت به جیب می زنند ، پولی که مال مردم ایران است و می تواند برای آنها خانه و مدرسه و بیمارستان و جاده بسازد و حتی درمان شان را رایگان کند.

چرا آقایان و خانم های مسوول در این باره احساس نگرانی نمی کنند؟ کرور کرور پول این ملت نجیب ، لحظه به لحظه به جیب اماراتی ها می رود ، آیا این افتضاح ، به اندازه چهار تار موی دختران برای اینان ارزش ندارد و به اندازه رژ لب زنان بدحجاب ، خشمگین شان نمی کند؟!

زمانی که قرار شد فرودگاه بین المللی تهران را احداث کنند تا مرکز هوایی منطقه باشد ، هنوز کشوری به نام امارات وجود نداشت ، ترکیه کشوری عقب مانده بود و قطر بیابانی لم یزرع ؛ در طول این سال ها ، هنوز که هنوز است تنها یک فاز فرودگاه امام راه اندازی شده و مسافران ایرانی برای سفر به بسیاری از نقاط دنیا ، ناگزیرند با هواپیمایی امارات و القطریه و ترکیش به دوبی و دوحه و استانبول بروند و از فرودگاه های بزرگ و مدرن آنها به سفر خویش ادامه دهند و این درحالی است که قرار بود ، اهالی کشورهای منطقه ، برای سفر به جاهای دیگر دنیا ، به ایران بیایند و از فرودگاه بین المللی آن به اقصی نقاط دنیا پرواز کنند.

ای کاش آقایان و خانم های مسوول و نماینده ، دولتمردانی که در این مسیر کوتاهی کرده اند را به پای میز محاکمه بکشند و در کنار پیگیری وضع حجاب و عفاف ، بپرسند که تا کی باید وضعیت شرم آور کنونی ادامه یابد؟ مگر ساخت یک فرودگاه چقدر کار دارد که باید چند ده سال ادامه به طول بینجامد؟!

کاش می شد روزی این خبر تیتر روزنامه ها شود که حزب موتلفه یا نمایندگان مجلس ، برنامه ای عملی برای کاستن از تعداد افراد نیازمند به کمک های کمیته امداد ارائه داده اند تا 9 میلیون نفر از یک کشور 70 میلیونی تحت پوشش کمیته امداد نباشند. شما را به خدا ، این عدد و رقم خجالت آور و تأثر انگیز نیست؟!

کاش نمایندگانی که بیانیه می دهند و مصاحبه می کنند و نطق پیش از دستورشان قضا نمی شد ، کمی هم ککشان بگزد که مردم دومین کشور گازی جهان مجبورند برای پر کردن سیلندر گاز خودروهایشان ، مدت های طولانی در صف های طویل معطل شوند و صدایشان هم درنیاید.

نمایندگان و سیاستمدارانی که دغدغه حجاب دارند ، اجرشان با خدا ! اما این را هم پیگیری کنند که ظرفیت تولید نفت ایران روز به روز کمتر و کمتر می شود و از 4 میلیون و 106 هزار بشکه در سال 84 به 3 میلیون و 600هزار بشکه در روز رسیده است. صادرات نفت مان هم نصف و جمعیت مان افزایش یافته است. این یعنی اینکه همه ما اعم از با حجاب و بدحجاب ، در پروسه فقیرتر شدن قرار گرفته ایم و درآمد سرانه مان دارد کاهش می یابد و این در حالی است که طبق برنامه باید در حال حاضر حدود 5 میلیون بشکه در روز تولید داشتیم ؛ بخدا سوگند ، این هم به اندازه خروش بر بدحجابان ، ارزش پرداختن و غصه خوردن و البته کار کردن دارد.

سن آغاز اعتیاد به مواد مخدر در کشور طی 15 سال اخیر ، 7 سال کاهش یافته و به 21 سالگی رسیده است ؛ این فاجعه هم به اندازه بدحجابی بعضی زنان و دختران ارزش آن را دارد که لااقل نامه ای ، بیانیه ای ، خشمی و خروشی را در میان مسوولان ، سیاسیون ، احزاب و نمایندگان مجلس باعث شود.

ای کاش برای هر اصل بر زمین مانده قانون اساسی نیز لااقل به اندازه همتی که برای صدور"بیانیه های حجاب محور" از خود نشان می دهند ، وقت و انرژی صرف می کردند تا شاید در مسیر عملی شدن همه اصول آن قرار بگیریم.

این سخن را می شود تا مثنوی هفتاد من کاغذ ادامه داد و درد دل ها را تازه کرد و آه از نهاد ایرانیان ایران دوست بلند کرد ، اما عاقلان را اشارتی کافی است و امید که دغدغه مندان حجاب ، که لابد درد دین دارند و خیر و صلاح مردم ایران را می خواهند ، به اندازه ای که در باب حجاب ، سخن می گویند و نگرانی می کنند ، در اندیشه سایر مشکلات کشور نیز باشند و بدانند که مردم ، آنان را فقط برای حفظ حجاب زنان و دختران ، بر آن صندلی ها ننشانده اند. عصرایران

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ شنبه نهم مرداد 1389 با موضوع
مصاحبه خياباني و هتاکانه منتشر نشده از فائزه هاشمی رفسنجانی
آنچه مي‌خوانيد متن پیاده شده فايل صوتي11دقيقه و 9 ثانيه‌اي است که براي پاسداري از حافظه تاريخي ملت ايران منتشر می شود.در بخش هائی از این مطلب توهین هائی به رهبري و مسئولین نظام است که حذف شده است و نسبت به باقی مطلب نیز پیشاپیش از محضر خوانندگان محترم عذر خواهی می کنیم.

 به گزارش استقامت  به نقل از جهان در نخستين هفته فتنه پس از انتخابات فايلي صوتي منتشر شد از تحليل‌هاي فائزه هاشمي درباره انتخابات و حواشي‌ آن. انتساب اين فايل صوتي به فائزه هاشمي تاکنون تکذيب نشده است. آنچه مي‌خوانيد متن پیاده شده فايل صوتي11دقيقه و 9 ثانيه‌اي است که براي پاسداري از حافظه تاريخي ملت ايران منتشر می شود.در بخش هائی از این مطلب توهین هائی به مسئولین نظام است که حذف شده است و نسبت به باقی مطلب نیز پیشاپیش از محضر خوانندگان محترم عذر خواهی می کنیم.

فائزه هاشمي: اين تظاهرات آرام بايد ادامه پيدا کنه.(صداي همهمه جمعيت)
ناشناس: خيليا سؤال مي کنن حالا واقعا تو انتخابات تقلب شده يانه؟
فائزه هاشمي: آره... نه ببينين مدرکي که ...
ناشناس: چون همين ديروز آقاي احمدي‌نژاد گفتش که حتي يه دونه از نماينده هاي کانديداها شکايت نداشته...
فائزه هاشمي: چرا امروز شوراي نگهبان اعلام کرد دو تا از کانديداها شکايت کردن...
ناشناس: نه نه نه آقاي محسن رضايي و آقاي کروبي رو که مي دونم. نماينده کانديداها سر صندوق‌ها...
فائزه هاشمي: نه. چرا. ببينيد قضيه اينه. اينا همه ناظرين رو بيرون کردن سر شمارش آراء سر تجميع آراء. اينها از سيزده خرداد بايد تو هيات‌هاي اجرايي مي بودن اما راهشون ندادن. يعني تو تمام مراحلي که قانون گفته ناظرين بايد حضور داشته باشن راهشون ندادن. دوم، خود کارت ناظرين رو بخش عمده‌ايش رو ندادن همه رو اعلام کردن بياين سر صندوقا بگيرين . اينا همه خلافه. بعد مثلا من ايشون رو معرفي کردم براي اين صندوق فرستادنش اون ور شهر. خب اسم آدما رو صندوقاس. کل سيستم رو به هم ريختن بخاطر اين که افراد تازه بيان جاهاشونو پيدا کنن که کجا بايد برن. بعد پيامکا قطع شد. ناظرين تمام برنامه‌ريزي‌شون رو اين پيامک‌ها بود. يعني کلي نشسته بودن سيستم داده بودن و اينها که هر کدوم رو يک کد داده بودن از طريق اين با هم ارتباط برقرار کنن. اصلا رابطه بين ناظرين قطع شد. اين خلافايي که در مورد ناظرين بود. بعد الان صندوقا پر از احمدي نژاده يعني اگر برن بازشماري کنن، چيزي گير کسي نمياد. چون اينا پر کردن يعني سندسازي‌شون کامله. مطلب بعدي تعرفه‌هاست. تعرفه‌ها نبود. يعني از ساعت ۱۲ظهر به بعد بسياري از شهرستان‌ها تعرفه تموم کردن. بعد تعرفه هم نمي‌رسوندن.. يک دو جا مثلا تعرفه رسوندن. ديگه نرسوندن. بعد ده شب به بعد محصولي تو تلويزيون اعلام کرد که گفتيم تا آخرين نفر راي بگيرن. کسي نمونه.[درحالي که] ده شب تمام صندوقا بسته شد. بعضي جاها هم تازه نه شب بسته شد. مردم تو صف‌هاي طولاني پشت درها موندن. بعد سايت‌هاي خبري رو بستن. پيامک‌ها قطع شد. ستاداي اطلاع‌رساني ستادا رو مختل کردن. خوب اگر تقلب نبوده پس اين کارا براي چي شده؟ چرا اين کارا رو کردن؟ اينا همه خودش... پايه انتخابات مخدوشه. چون پايه انتخابات مخدوشه اينا نمي‌گن برين بازشماري کنين رأيا رو. يعني اينا هرچي رأي داشتن...ببينين ۵۷ ميليون تعرفه چاپ شده يعني ۱۷ ميليون بيشتر از جمعيت رأي‌دهنده. اينا کجاست؟ اينها رو پر کردن ريختن تو صندوقا، صندوقا کامله همون آرايي که اعلام مي‌‌کنن توش هست. اينا اصلا دنبال بازشماري آرا نيستن. ناظرين بيچاره ‌ها اصلا گزارش ندارن چون بيرون‌شون کردن. صورت جلسه‌هايي که بايد امضا مي‌شد بعد از شمارش آرا، اصلا همونايي هم که بودن سر صندوقا، صورت جلسه امضا نشده. سندي اصلا اينا ندارن که بتونن بر اساس اون سند... آقاي کروبي اومد؟ (دو ثانيه نامفهوم)
ناشناس: با اون همه تخلف!
فائزه هاشمی: (پنج ثانيه نامفهوم) [آيت الله] خامنه‌اي احمدي‌نژاد رو مي‌خواست. [آيت الله] خامنه‌اي تو اين همه دوره کي رهبر بوده؟ تنها دوره‌اي که رهبر بوده الانه. چرا نخواد؟ احمدي‌نژاد با پشتوانه اون اين کارا رو مي‌کنه؟
(۲۲ ثانيه صدا محيط و گفتگوهاي نامفهوم)
ناشناس: دوره پيش آقا خودش نگفت هيچکس براي من هاشمي نميشه؟ همچين چيزي رو گفت آقا ديگه؟ چي شده الآن. اين اختلافات چيه؟ چرا اينجوري شد؟
فائزه هاشمي: نه ببينيد. آقا حالا اون حرفو زد ولي شما تاريخ رو که نگاه کنيد...
ناشناس: اين کروبي نيست...
فائزه هاشمي: نه نيست تاريخو که نگاه بکنيد آقا در زماني که رئيس‌جمهور بود نخست‌وزيرش، ميرحسين تحميلي بود. آقاي خميني گفت باشه. زماني که بابا رئيس جمهور شد باز رئيس جمهور رئيس جمهور آقا نبود. خاتمي که رئيس جمهور شد، باز اون نبود. تنها دوره‌اي که رهبر واقعيه‌ الانه. اين يکي. دوم، کساني که از آقا حمايت مي‌کنن بسيجيا و پاسدارا و انصار حزب‌‌الله و تو اين مايه‌ها هستن که اونا هم منافع‌شون تو همين کاراي احمدي‌نژاده بنابراين آقا بايد منافع اين بسيجيا رو حفظ کنه. اگه نکنه نگهش‌ نمي‌دارن. در واقع آقا داره براي خودش اين کار رو مي‌کنه. سوم،... يعني منافع رو که نگاه بکنيد... آهان! آقا از سال (يک ثانيه نامفهوم) همينه ديگه تو کشوراي جهان سوم هميشه بايد دچار رهبراي (يک کلمه نامفهوم) ببينيد مردم خودمون هم مقصرن. رأيا رو ببينيد. يه آدم يه جريان يه فکر ادامه پيدا نمي‌کنه نمي‌تونه بسازه بره. ما يک دموکراسي نيم‌بندي داريم همين دموکراسي، راي‌هاي مردم گاهي دردسرساز‌ ميشه. مثلا يه دوره من ميشم نفر اول تهران، يه دوره اصلا رأي نميارم. اين يعني چي؟ يعني آدمها... مي دونين چيه... تاريخ ما اينجوريه. ما قهرمان‌ساز و اسطوره‌کشيم. آدم‌هامونو ميبريم بالا بعد از اون بالا پرتشون مي‌کنيم پايين. ميکشيم شون. مثلا کي ‌مي‌خواد بسازه؟ کي مي‌خواد بمونه بسازه؟ ما مشکل روانشناسي جامعه‌خودمون هم هست. يعني اگر ما سيستم داشتيم، ثبات داشتيم، دموکراسي معني واقعي پيدا مي‌کرد اين طور نمي‌شد. (دو ثانيه نامفهوم) يه خط رو مي‌گرفتيم ادامه مي داديم (۱۶ ثانيه نامفهوم)
اصلا ببينيد يکي از مشکلات اساسي هم مال خاتمي بود. کاره اي نبود يعني در واقع عرضه کار نداشت. من در واقع عامل اصلي اين ديکتاتوري‌ها رو خاتمي مي دونم. به اين دليل که سر هيجده تير اون اومد مسير رو برد به سمت تندي که همه چهره‌ها رو، رو کرد، لو داد. دست همه اصلاح‌طلبان رو شد بعد رسيد به هيجده تير. از اونجا ديکتاتوريا شروع شد. ببينيد انتخابات بعدي ديگه اصلاح‌طلبا ديگه اصلا قدرت نگرفتن. الان هم که مي تونستن قدرت بگيرن اينجوري شد، سر بابا اونطوري شد. (سه ثانيه نامفهوم) الان فعلا اين اعتراضات بايد ادامه پيدا کنه، نظر منه. اينا بفهمند که تقلب به اين وحشتناکي به اين آسوني نمي‌تونن از کنارش بگذرن، مردم کوتاه‌بيا نيستن.
ناشناس: بله خانم هاشمی يعني هشت سال حاج‌آقا بودن هشت سال هم اقاي خاتمي يعني ما توسيستم اداري کشورمون جلوي اين تفکر رو بگيرن؟
فائزه هاشمي: (دوثانيه نامفهوم) حالا الان که دست اينه. وزارت کشور با اينا بود. ولي دوره آقاي هاشمي [خاتمی] از بس بي‌عرضه بود نتونست يه انتخابات برگزار بکنه. اون همه تقلب شد که (وقتي هاشمي راي نياورد) اون همه تقلب شد آخرش هم اقاي خاتمي آمد اعلام کرد انتخابات سالم و بي‌عيب بود چون خودش برگزار کرده بود. چون به نام خودش نوشته مي‌شد. نمي‌تونست بگه اينو هم من برگزار کردم.
ناشناس: ولي خاتمي خيلي خيانت کرد...
فائزه هاشمي: خيلي خيلي. يعني مايه اصلي اينا رو من خاتمي مي‌دونم.
ناشناس: حالا شما براي ما چه تدابيري اتخاذ مي‌کنين؟ چه کار ميشه کرد؟
فائزه هاشمي: ببينيد. من که ميگم الان به نظر من اين اعتراضات بايد ادامه پيدا کنه
ناشناس: فقط سالم درگيري نشه...
فائزه هاشمي : درگيري نشه... اعتراضات آروم و (يک کلمه نامفهوم) اين بالاخره خسته‌شون مي کنه. يعني اين تاثير ميذاره تو روابط خارجي. ببينيد الان کشورهاي (يک کلمه نامفهوم) تبريک به احمدي‌نژاد نگفتن. غير از چهار پنج تا کشور بي پول. تبريک نگفتن...
ناشناس: اونا هم همشون کشورهاي همسايه هستن...
فائزه: غير از قطر هيچ کس نگفته...
ناشناس: (ده ثانيه نامفهوم)
فائزه هاشمي: يعني چيزه. اين جوريا. بعد همين کارا ادامه پیدا کنه تا ببينيم چي ميشه.
ناشناس: بعد خانم هاشمي صدا وسيما هم با اينا يه دسته...
فائزه هاشمي: بله بله. آخه صدا و سيما زير نظر [آيت الله] خامنه‌ايه ديگه.
ناشناس: بعد خاتمي( سه ثانيه نامفهوم)
فائزه: تاريخ رو پيچوند. مردم رو پيچوند.
ناشناس: نه نه
فائزه هاشمي: بخدا پيچوند. بلاهايي که احمدي‌نژاد( دو ثانيه نامفهوم) ولي به هر حال همينه ديگه متاسفانه.
ناشناس: (پنج ثانيه نامفهوم)
فائزه هاشمي: ضربه‌شو ملت خورد.
ناشناس: وجهه شما رو خراب کرد.
فائزه: متاسفانه. يعني ما اصلاح طلبا هرجا فرصتي بوده سوزونديم. مثل همون دوره دوم خرداد. کلي اين همه شير تو شير... بعد چنان تفرقه افتاد و ...
ناشناس: اصلا بي‌عرضگي خود خاتمي...
فائزه هاشمي: متاسفانه همين بوده. يا دوره قبل اون پنج تا کانديداي اصلاح طلب اگه يکي مي شدن پشت سر هاشمي، همون مرحله اول تموم شده بود. که چي مثلا؟ خاتمي چه کرده بود که معين مي‌خواست بکنه؟! اون مهرعليزاده چيکار مي‌خواست بکنه؟ اون يکي ديگه چيکار مي‌خواست بکنه؟ ولي ما مي‌سوزونيم. هميشه ديگه فرصت‌ها رو سوزونديم. تازه اين دفعه ملت خوب اومدن...
ناشناس: الان نميشه تو اين چهار سال قوي شد براي چهار سال بعد؟
فائزه هاشمي: چرا اگر برنامه ريزي باشه چرا...
ناشناس: الان با اين برنامه‌اي که اينا درست کردن، ما سه تا رياست جمهوري رو در يک زمان داريم. اگه مي‌خواستن آقاي ميرحسين رو بيارن چهار سال سوپاپ بين مردم و روحانيت مي‌شد. سلسله روحانيت هم باقي بود مردم هم متعادل. سوپاپ بين مردم وروحانيت...
فائزه هاشمي: ولي روي قضيه کار مي‌‌کرد...
ناشناس: نه نه سوپاپ بين مردم و روحانيت مي شد ولي الان نه. الان راحت راحت فهميديم قدرت دست کيه و افکارش چيه.
فائزه هاشمي: بله اين هست.
ناشناس: خانم هاشمي جمعيتو می بينين...
فائزه هاشمي: بله دارن راه ميفتن.
ناشناس: حالا با اين تفاسير يک سوال ديگه.
فائزه هاشمي: آخريه...
ناشناس: آخريه. اگر ميرحسين مي‌کشيد کنار... خاتمي فن بيان بالاتري داره، مي شد کاري کرد؟
يعني خاتمي مي ا‌ومد؟
ناشناس: بله.
فائزه هاشمي: نه. ببينيد خاتمي مشکلاتش خيلي زياد بود. بعدش هم اگر ميومد کاري نمي‌تونست بکنه. مگه دوره قبل چيکار کرد؟ ممکن بود فقط راي رو (يک کلمه نامفهوم) اينجا موسوي راي رو آورد. خاتمي دشمانش هم زيادتر بودن. موسوي چون نبوده بيست سال دشمني هم نداشته اصولگراها هم حاميش بودن. خاتمي نبود. موسوي خيلي چهره بهتري بود.
ناشناس: خاتمي خراب کرد.
ناشناس: چهره بهتري نداشتيم؟
فائزه هاشمي: نيامدن ديگه. مثلا حسن روحاني مي‌تونست ميومد. لاريجاني ميتونست ميومد. اونا چون راست هم محسوب مي شدن اين اتفاق شايد نمي‌افتاد. ولي باز بهتر از احمدي‌نژاد بودن. نيومدن. جرات نکردن بيان.
ناشناس: اون حرفايي رو که آقاي احمدي نژاد زد نسبت به خونواده شما چه برنامه اي گذاشتين؟
فائزه هاشمي: ما شکايتشون رو کرديم. ما اعلام کرديم به صدا و سيما که مي‌‌خوايم جواب بديم؛ صدا و سيما نذاشت. بعد الان شکايتامون... يعني من خيلي از شکايتامو دادم احتمالا اول هفته مطرح بشه. آقاي هاشمي هم که بيانيه داد.
ناشناس: اگه بپيچونن شما چه تدابيري دارين؟
فائزه هاشمي: نمي تونن بپيچونن چون مدرکي ندارن. ما خيلي مطمئنيم که (سه ثانيه نامفهوم) ببينين چون بخش عمده‌اي از مردم ما عوامن خوششون اومد از اين حرف...
ناشناس: خيلي
ناشناس: ولي خيلي غريبيد ها. خيلي کار مي کنيد. نه خداوکيلي جلوتون نميگم‌ها...
فائزه هاشمي: نه همينه واقعا.
ناشناس: يعني اين همه توهين و اين همه چيز... انصاري... اينا همه خيلي...
فائزه هاشمي: کي اومد؟
ناشناس: مجيد انصاري.
فائزه هاشمي: اِ!
ناشناس: آره
ناشناس: نامه پدرتون چي بود؟
فائزه هاشمي: نامه دادن ديگه... سر اون حرفاي احمدي‌نژاد. روزنامه‌ها هم همه نوشتن.
ناشناس: تو حرم امام چي گفت حاج‌آقا به احمدي‌نژاد؟
فائزه هاشمي: بهش گفت تو دروغ گفتي در مورد من، بچه‌هام و ديگران. یا خودت اصلاح کن يا آقاي شاهرودي پيگيري مي‌کنن و ما ول نمي‌کنيم.
ناشناس: ولی هيچکي شما رو نمي‌شناسه خداوکيلي
فائزه هاشمي: عيب نداره. خداحافظ.
ناشناس: خداحافظ
ناشناس: خداحافظ. مراقب باشيد خانم هاشمي. 
 

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389 با موضوع
وقتی برای تامین انرژی همین تعدادجمعیت،ناچاربه تعطیل هستیم،چطورازافزایش جمعیت حرف می زنیم؟

روزنامه مردم سالاری با بیان اینکه در اعلام تعطیل رسمی، همواره تهران حتی در مورد موضوعاتی با کیفیت متفاوت در مناطق مختلف همچون آلودگی هوا، گرد و غبار یا شدت گرما شاخص اندازه گیری قرار می گیرد ، نوشت :

از ابتدای خرداد تا انتهای شهریور ماه در استان های خوزستان و بوشهر و هرمزگان، دمای هوا هیچگاه از 45درجه سانتیگراد کمتر نمی شود و اغلب از 50 درجه هم بالا تر است، اما هیچگاه در این استان ها به دلیل گرمای هوا، تعطیل رسمی اعلا م نمی شود. این دمای طاقت فرسا را در کنار رطوبت بالا ی 80 درصد در این استان ها قرار دهید تا بدانید مردم در این استان ها از اواخر بهار تا پایان تابستان در چه شرایط سختی به کار روزانه مشغولند. با این وجود وقتی دمای هوای تهران به 42 درجه سانتیگراد می رسد، آن هم وقتی رطوبت هوا به 40 درصد هم نرسیده، در پایتخت تعطیل رسمی اعلا م می شود و به دلیل تعطیلی تهران، استان هایی هم که در طول تابستان، همیشه- و نه فقط یک روز یا دو روز- گرمای 50 درجه را تجربه میکنند تعطیل می شوند.

 در ادامه سرمقاله این روزنامه آمده است : اگر شدت گرمای هوا فقط در چند روز از سال مردم تهران را اذیت می کند و بهتر است آنها سرکار نروند، پس چرا مردم خوزستان و بوشهر و هرمزگان و... که در تمام طول تابستان با گرمایی شدیدتر از گرمای تهران و رطوبتی که هیچ گاه در تهران حس نمی شود و نفس کشیدن را هم با دشواری مواجه می سازد روبرو هستند، باید در طول تابستان به سرکار بروند و به طورعادی به زندگی روزمره خود ادامه دهند؟ جالب اینجاست که در چنین شرایطی از مردم دعوت می کنیم از تهران خارج شوند و در شهرهای دیگری زندگی کنند و حتی از هزاران نفر از کارکنان شرکت های نفتی در بخش اداری هم درخواست می کنیم به مناطق نفت خیر بروند; در حالی که آنها می دانند که در تهران با دمای 42 درجه، ادارات تعطیل می شوند و در خوزستان در دمای 50 درجه هم مردم باید سرکار بروند مگر این که گرمای هوا در تهران محسوس باشد!

مردم سالاری در ادامه افزود : از سوی دیگر توجیه تعطیلی به دلیل صرفه جویی در مصرف انرژی هم چندان توجیه قابل  قبولی به نظر نمی رسد و همچون عذر بدتر از گناه است. اگر ما توانایی تامین انرژی مورد  نیاز جمعیت فعلی را نداریم و استان های گرم کشور ما با افزایش دمای هوا با قطع برق و آب مواجه می شوند و برای جلوگیری از بروز این مشکل در تهران هم مجبوریم تعطیل رسمی اعلا م کنیم، چگونه تصور می کنیم کشور ما برای جمعیت 120 یا 150 میلیون نفر هم ظرفیت دارد؟

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 با موضوع
ادعای پالیزدار: برخی مباحث طرح شده در مناظره‌هارامن به احمدی‌نژاد منتقل کردم/عضوستاد احمدی‌نژاد بودم

عباس پالیزدار در یک گفتگوی تفصیلی به برخی شبهات درباره فعالیت های خود پاسخ داد .

وی در این گفتگو  با اشاره به اینکه برخی گزارشات به دست آمده در کمیته تحقیق و تفحص مجلس را در اختیار دولت قرار داده است یادآور شد : « بارها از طرف آقای احمدی‌نژاد و اطرافیان ایشان مطرح شده بود که بنده را به نوعی وارد سیستم اجرایی می‌کنند و بارها از من حمایت شده بود، با خود آقای احمدی‌نژاد هم دیدار داشتم، بعضی از مباحثی که ایشان درباره مفاسد می‌گفت من منتقل کرده بودم که نقطه اوج آن جریان مناظرات انتخابات گذشته بود».

در توضیح ابتدای این گفتگو آمده است :

27 بهمن 1387 بود که مجلس با تلاش برخی از نمایندگان طرح تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را به تصویب رساند. غلامعلی حداد عادل رئیس وقت مجلس طی مکاتبه‌ای خطاب به رئیس وقت قوه قضائیه (آیت‎الله هاشمی‌شاهرودی) با معرفی تعداد 15 نفر از اعضای هیأت تحقیق و تفحص، از وی خواست در اجرای ماده 201 قانون آیین‎نامه داخلی مجلس دستور دهد تا دستگاه‎‎های مربوطه همکاری لازم را معمول دارند.

با وجود مخالفت دستگاه قضائی با این موضوع که آن را نمونه بارز دخالت قوا در فعالیت یکدیگر می‌دانست، کار تحقیق و تفحص سه سال به طول انجامید و در نهایت در صحن مجلس قرائت شد؛ اما این مساله پایان ماجرا نبود بلکه دستگاه قضا به شدت نسبت به گزارش واکنش نشان داد و آن را برگرفته از شایعات و نامه‌ها و گزارشات غرض‌آلود عنوان کرد. هنوز اختلافات دو قوه فروکش نکرده بود که فردی به نام پالیزدار به یکباره محور اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی شد.

وی با سخنرانی در برخی از دانشگاه‌ها به چهره‌های مطرح نظام اتهاماتی را وارد کرد و از آنجایی که وی عنوان دبیر کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را یدک می‌کشید سخنان وی مورد توجه قرار گرفت. اتهامات وی که عمدتا متوجه چهره‌های قدیمی جناح به اصطلاح راست بود واکنش‌های بسیاری را برانگیخت. پس از نفوذ این سخنان در متن جامعه، وی به یکباره دستگیر شد و همه مرتبطین وی در مجلس { به ویژه فاطمه آجرلو} به انکار نقش‌اش در جریان تحقیق و تفحص یعنی دبیری کمیته پرداختند.


به گزارش سایت گروه مجلات همشهری ، برخی محورهای گفتگوی همشهری ماه با عباس پالیزدار به شرح زیر است:

شروع همکاری بنده به مجلس هفتم بازمی‌گردد که برای تحقیق درباره مشکلات صنعت و تولید کشور با برخی از نمایندگان مانند خانم آجرلو و آقای کاتوزیان همکاری و جلساتی داشتم و در نهایت هم به مرکز پژوهش‌ها برای‌ شناسایی گلوگاه‌های صنعت کشور معرفی شدم. در آن مقطع با حکم رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس که به امضای آقای احمد توکلی رسیده بود فعالیت خود را آغاز کردم.همه اسناد و احکام بنده هست و مشخص است که چه کسی دروغ می‌گوید. الان نامه معرفی بنده به وزیر اطلاعات از طرف یکی از نمایندگان تهران هست. معرفی‌نامه بنده به 30 نهاد و ارگان موجود است.
سال 83 با دعوت برخی از نمایندگان مانند خانم آجرلو و آقایان زاکانی، محمد دهقان، کامران و کاتوزیان جلساتی برگزار کردیم و آنجا از من خواسته شد که راه‌های دستیابی به اطلاعات مفاسد اقتصادی را ارائه کنم، بنده هم با توجه به اینکه می‌دانستم که سرنخ‌هایی از مفاسد اقتصادی در میان پرونده‌های قوه قضائیه وجود دارد پیشنهاد انجام تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را به این نمایندگان ارائه دادم.
بعد از اینکه طرح در مجلس رأی آورد خانم آجرلو و آقای دهقان از من خواستند که دبیری آن را بپذیرم. قبول نکردم و گفتم در جریان کارهای قبلی با شما در مرکز پژوهش‌ها که طرح‌هایی را برای ‌شناسایی گلوگاه‌های مشکلات صنعتی و تولیدی کشور داشتیم ضرر مالی کردم و شما زیر پای من را خالی کردید. گفتم اینجا دیگر بحث مالی مطرح نیست بلکه آبرویی و جانی است و من با شما کار نمی‌کنم. خانم آجرلو قسم خورد به آیات قرآن و روح حاج احمد و حاج داوود آجرلو که تا آخر با تو هستیم. بچه‌های جنگ به حاج احمد آجرلو خیلی اعتقاد داشتند چرا که در حرف‌هایش خیلی راسخ بود. مرد بود. من هم فکر می‌کردم وی هم خواهر همان آدم است. از اول هم قرار گذاشتیم یا اصلاح یا افشا. اما زیر پای من را خالی کردند. البته این را هم بگویم که چند ماهی پس از تصویب طرح فوق آقای احمدی‌نژاد با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی وارد میدان شد و فضای خوبی برای انجام این کار در کشور به وجود آمد. در حقیقت من با فضایی که ایجاد شد، تصور کردم فرصت مناسبی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی است.
ابتدای کار هم به گونه‌ای نشان ‌دادیم که ما فقط به دنبال تحقیق از وضعیت مالی قوه قضائیه هستیم. لذا در جلسات اول از مسؤولان سازمان بازرسی کل کشور درباره مسائل مالی سوال می‌کردیم لذا همین کار ما موجب شد که فضا علیه تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه شکسته شود. بعد آرام آرام بحث را به پرونده‌ها کشاندیم.به صراحت از من خواسته شد. ما جلساتمان را ضبط می‌کردیم.
برخی‌ها صورت جلسه می‌شد. برخی هم نمی‌شد. وقتی کارها سنگین‌تر شد بسنده کردیم به ضبط صدای جلسات. البته هیچ کدام از اینها دست ما نیست. همه را گرفتند. به پیشنهاد آقای دهقان و بقیه، رکوردری تهیه کردیم و از جلسات با سازمان بازرسی کل کشور هم ضبط صدا می‌کردیم. البته به صورت پنهانی نبود. مثلا می‌گفتیم آقای فلانی می‌خواهیم جلسات را ضبط کنیم مراقب باش چه می‌گویی.
هر چه به این نمایندگان گفتم چرا گزارش در مجلس قرائت نمی‌شود آنها به نزدیکی انتخابات مجلس هشتم اشاره می‌کردند و می‌گفتند الان زمان برای این کار مناسب نیست و بیشتر نمایندگان به دنبال کارهای انتخابات خود هستند. شما نگران نباشید گزارش قطعا در مجلس قرائت می‌شود. فقط باید تلاش کنیم نمایندگان عضو کمیته تحقیق و تفحص در انتخابات بعدی هم رأی بیاورند تا کار محکم‌تر پیش برود. لذا من هم همه تلاشم را کردم تا این نماینده‌ها در شهرشان رأی بیاورند. بعد از انتخابات و در حالی که هنوز دوره مجلس هفتم تمام نشده بود، از چند تن از نمایندگان خواستم که گزارش تحقیق و تفحص بر اساس وعده‌ای که داده‌اند در مجلس قرائت شود. این بار بهانه‌ دیگری آوردند و گفتند فضای کشور برای این کار آماده نیست.
می‌گفتند ابتدا باید افکار عمومی برای این کار آماده شود لذا اینجا از من خواستند که به دانشگاه‌های مختلف رفته و در آنجا سخنرانی کنم و برای قرائت گزارش به اصطلاح آقایان فضاسازی کنم. در این رابطه هم هماهنگی‌ها از طرف این نماینده‌ها با جامعه اسلامی دانشجویان انجام شد و برایم به مجلس دعوت‌نامه فرستادند. برای شروع یک روز خانم آجرلو با من تماس گرفت و گفت هماهنگی لازم برای سخنرانی من در دانشگاه همدان انجام شده و فلان روز باید بروی همدان.
یک بار مدیران یک روزنامه هم با من تماس گرفتند که چرا درباره مثلا آقای رضوانی و موسوی بجنوردی و چند نفر دیگر حرف نمی‌زنی؟ گفتم که من سندی ندارم که درباره اینها حرف بزنم. گفت بیا ما سند به تو می‌دهیم.گفتم اگر سند دارید خودتان بگویید. گفت شما بگویید اثرش بیشتر است. بعد گفت بیا با ما مصاحبه کن {...}. بعد از دستگیری ما آن وقت اینها ضد من شدند و کلی علیه من مطلب نوشتند!درباره برخی اصلا سندی نداشتم ولی به من می‌گفتند اسم اینها را بیاور ما سند داریم.
خانم آجرلو به خصوص خیلی درباره خانواده آقای هاشمی و شخص ایشان تاکید داشت که من حرف بزنم. درباره آقای ناطق هم همین‌طور عنوان می‌شد. من هم متاسفانه تحت تاثیر القائات همین آدم‌ها بعضی چیزها را اضافه کردم در حالی که سندی درباره آنها نبود. به همین دلیل من از آقای هاشمی عذرخواهی کردم چرا که ایشان حتی شکایت هم نکرد.
. وقت رفتم خدمت آقای ناطق نوری و با ایشان صحبت کردم متوجه شدم که ایشان تنها یک دوره عضو هیات امنای بنیاد بوده و هیچ مسؤولیت اجرایی هم در بنیاد نداشته است. آقای ناطق ثابت کرد اطلاعی از ماشین‌ها نداشته است. یا مطلب دیگری درباره آقای ناطق نوری تنها با استناد به اظهارات یکی از همین آقایان که هرگز ثابت نشده است، گفته بودم که از بیان این حرف‌ها پشیمان هستم. البته یک اشکال دیگر هم در این میان وجود داشت که مربوط به من نبود و اگر مجلس و اعضای کمیته تحقیق و تفحص فضایی را فراهم می‌کردند تا با افرادی که اتهاماتی به آنها مطرح است گفت‌وگو شود، خیلی از ابهامات برطرف می‌شد. مثلا اگر فضایی فراهم می‌شد که با آقای احمد علم‌الهدی صحبت می‌کردم، سوءتفاهم‌ها بر‌طرف می‌شد و اصلا کار به شکایت نمی‌کشید. یا مطالبی که به آقای خزعلی منتسب شده بود. آیت‌الله خزعلی برای دفاع از خود و رفع ابهامات چندین ساعت وقت گذاشتند و در جلسات مختلف شرکت کردند. نتیجه این شد که متوجه شدیم ایشان هیچ رابطه‌ای با این پرونده ندارد و اساسا در پرونده فوق تخلف مالی صورت نگرفته و همه امور طبق قانون اجرا شده است.
جالب است که بگویم قبل از این که به دادستانی بروم با اعضای کمیته تحقیق و تفحص تماس گرفتم با... تماس گرفتم که ناگهان داد زد، پالیزدار این حرف‌ها چی بود که زدی؟ با تعجب گفتم مگر قرارمان همین نبود؟ به... هم زنگ زدم. تا گوشی را برداشت گفت پالیزدار مثل این که دلت آب خنک می‌خواد؟ گفتم شما نبودی که می‌گفتی از کسی ترس و واهمه ندارم.
بارها از طرف آقای احمدی‌نژاد و اطرافیان ایشان مطرح شده بود که بنده را به نوعی وارد سیستم اجرایی می‌کنند و بارها از من حمایت شده بود، با خود آقای احمدی‌نژاد هم دیدار داشتم، بعضی از مباحثی که ایشان درباره مفاسد می‌گفت من منتقل کرده بودم که نقطه اوج آن جریان مناظرات انتخابات گذشته بود.
جریانی سوار صداقت من شد. آمدند همان حرف‌های من را تکرار کردند و در سخنرانی‌ها همان‌ها را گفتند ولی معلوم نشد چه کار کردند. اگر بحث‌ها درست بود چرا هیچ اقدامی نشد. چرا کار را دنبال نکردند؟ حتی به اندازه رکسانا صابری جاسوس هم از منی که به اصطلاح مورد اعتماد بودم حمایت نشد. حکم یک جاسوس از هشت سال صفر شد و رفت آن وقت فقط از حرف‌های من استفاده سیاسی شد. مگر ادعای مبارزه با مفاسد را نمی‌کردند می‌گویم اصلا عباس پالیزدار را مثلا نمی‌شناختید چطور همان حرف‌ها در جاهای مختلف اما عملا پیگیری برای درستی یا نادرستی ادعاها نکردند. اگر درست بود چه کردند؟ حداقل می‌آمدند می‌گفتند این حرف‌هایی که پالیزدار زده این مقدار درست است این مقدار نادرست است. چرا وسط کار از من تعریف می‌کنند و بعد انگار نه انگار.
 ستاد آقای احمدی‌نژاد در دوره اول دو قسمت بود؛ اول ستاد‌های مردمی تشکیل شدند و بعد رایحه خوش خدمت آمد. من عضو ستادهای مردمی بودم و زیر مجموعه آقای رضاخواه فعالیت می‌کردم.از طرف همین ستادهای مردمی آقای احمدی‌نژاد نفر پنجم لیست قرار گرفتم که رأی نیاوردم.. من قرار بود وزیر صنایع در دولت نهم بشوم.برای این پست به آقای احمدی‌نژاد معرفی شدم.خانم آجرلو و خانم پروین احمدی‌نژاد من را به کمیسیون مربوطه که وزرا را بررسی می‌کرد معرفی کردند و بنده دفاعیه تهیه کردم و کتابچه برنامه‌های خود را نوشتم و چند جلسه هم آقای خوش‌چهره که در کمیسیون مربوطه بود با بنده گفت‌وگو کرد. اتفاقا کمیسیون روی بنده نظر مثبت داشت ولی درنهایت به مجلس معرفی نشدم.

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ پنجشنبه هفدهم تیر 1389 با موضوع
خاتمی خطاب به موسوی: مرز اصلاح‌طلبی و ضدانقلاب را شکسته‌اید

روزنامه رسالت نوشت:

علی رغم تلاش رسانه های اصلاح طلب نشست اخیر میرحسین موسوی با سید محمد خاتمی با حواشی و در فضایی تلخ انجام شد. در این جلسه که هر دو سعی داشتند در قامت رهبری آشوب طلبان مواضع خود را بیان دارند اما نتوانستند طرف مقابل را مجاب به تبعیت از سیاست های خود نمایند.

خاتمی در این دیدار با ایراد انتقادات جدی به موسوی مبنی بر اینکه مرزهای اصلاح طلبان با ضد انقلاب خارج از کشور را به واسطه عملکرد خود بر هم زده است مواضع زهرا رهنورد را مورد نقد جدی قرار داد و عملکرد رهنورد را مانند تریبون ضد انقلاب در منزل موسوی دانست، خاتمی از موسوی خواست در ظاهر مشی تعامل با نظام را پیش بگیرد تا بتوان در لایه های دیگر به چانه زنی پرداخت.

موسوی نیز در مقابل خاتمی را به عدم ثبات و قاطعیت متهم کرد و تاکید کرد جنبش سبز اختلافات جدی با اصلاح طلبان دارد و اگر اصلاح طلبان خود را با راهکارهای جنبش سبز که دامنه شمول آن مرز و حدی ندارد تطبیق ندهند نمی توانند برای خود حقی قائل شوند.

موسوی عملکرد8  ساله اصلاح طلبان با محوریت خاتمی را زمینه قدرت یافتن اصولگرایان دانست و به خاتمی گفت به میخ هایی که بر تابوت اصلاحات کوبیده شده است نگاه کنید تا از وضعیت خود ارزیابی مناسبی داشته باشید .

موسوی پیشنهاد خاتمی را حرکتی نادرست خواند که عامل اصلی انحراف در اصلاحات به شمار می رفت.

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ پنجشنبه هفدهم تیر 1389 با موضوع
خاتمی خطاب به موسوی: مرز اصلاح‌طلبی و ضدانقلاب را شکسته‌اید

روزنامه رسالت نوشت:

علی رغم تلاش رسانه های اصلاح طلب نشست اخیر میرحسین موسوی با سید محمد خاتمی با حواشی و در فضایی تلخ انجام شد. در این جلسه که هر دو سعی داشتند در قامت رهبری آشوب طلبان مواضع خود را بیان دارند اما نتوانستند طرف مقابل را مجاب به تبعیت از سیاست های خود نمایند.

خاتمی در این دیدار با ایراد انتقادات جدی به موسوی مبنی بر اینکه مرزهای اصلاح طلبان با ضد انقلاب خارج از کشور را به واسطه عملکرد خود بر هم زده است مواضع زهرا رهنورد را مورد نقد جدی قرار داد و عملکرد رهنورد را مانند تریبون ضد انقلاب در منزل موسوی دانست، خاتمی از موسوی خواست در ظاهر مشی تعامل با نظام را پیش بگیرد تا بتوان در لایه های دیگر به چانه زنی پرداخت.

موسوی نیز در مقابل خاتمی را به عدم ثبات و قاطعیت متهم کرد و تاکید کرد جنبش سبز اختلافات جدی با اصلاح طلبان دارد و اگر اصلاح طلبان خود را با راهکارهای جنبش سبز که دامنه شمول آن مرز و حدی ندارد تطبیق ندهند نمی توانند برای خود حقی قائل شوند.

موسوی عملکرد8  ساله اصلاح طلبان با محوریت خاتمی را زمینه قدرت یافتن اصولگرایان دانست و به خاتمی گفت به میخ هایی که بر تابوت اصلاحات کوبیده شده است نگاه کنید تا از وضعیت خود ارزیابی مناسبی داشته باشید .

موسوی پیشنهاد خاتمی را حرکتی نادرست خواند که عامل اصلی انحراف در اصلاحات به شمار می رفت.

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ پنجشنبه هفدهم تیر 1389 با موضوع
خاتمی خطاب به موسوی: مرز اصلاح‌طلبی و ضدانقلاب را شکسته‌اید

روزنامه رسالت نوشت:

علی رغم تلاش رسانه های اصلاح طلب نشست اخیر میرحسین موسوی با سید محمد خاتمی با حواشی و در فضایی تلخ انجام شد. در این جلسه که هر دو سعی داشتند در قامت رهبری آشوب طلبان مواضع خود را بیان دارند اما نتوانستند طرف مقابل را مجاب به تبعیت از سیاست های خود نمایند.

خاتمی در این دیدار با ایراد انتقادات جدی به موسوی مبنی بر اینکه مرزهای اصلاح طلبان با ضد انقلاب خارج از کشور را به واسطه عملکرد خود بر هم زده است مواضع زهرا رهنورد را مورد نقد جدی قرار داد و عملکرد رهنورد را مانند تریبون ضد انقلاب در منزل موسوی دانست، خاتمی از موسوی خواست در ظاهر مشی تعامل با نظام را پیش بگیرد تا بتوان در لایه های دیگر به چانه زنی پرداخت.

موسوی نیز در مقابل خاتمی را به عدم ثبات و قاطعیت متهم کرد و تاکید کرد جنبش سبز اختلافات جدی با اصلاح طلبان دارد و اگر اصلاح طلبان خود را با راهکارهای جنبش سبز که دامنه شمول آن مرز و حدی ندارد تطبیق ندهند نمی توانند برای خود حقی قائل شوند.

موسوی عملکرد8  ساله اصلاح طلبان با محوریت خاتمی را زمینه قدرت یافتن اصولگرایان دانست و به خاتمی گفت به میخ هایی که بر تابوت اصلاحات کوبیده شده است نگاه کنید تا از وضعیت خود ارزیابی مناسبی داشته باشید .

موسوی پیشنهاد خاتمی را حرکتی نادرست خواند که عامل اصلی انحراف در اصلاحات به شمار می رفت.

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ پنجشنبه هفدهم تیر 1389 با موضوع
پیامدهای احتمالی تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران

به گزارش پارسینه، با اعلام موافقت چین، روسیه با پیش نویس قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل علیه برنامه هسته ای ایران با وجود توافق نامه مبادله سوخت هسته ای با ترکیه و برزیل، می توان پیش بینی کرد حوادث فوق در سپهر پرونده هسته ای ایران روی دهد.

-خاص ترین بند پیش نویس قطعنامه جدید "بازرسی تمام کشتی ها و هواپیماهای باری ایرانی یا به مقصد ایران " است که به نظر می رسد با بیشترین عکس العمل ایران مواجه شود،بحرانی شدن تنگه هرمز، بازرسی کشتی ها و هواپیماهای ایرانی حتی با قید مشکوک که قطعا با مقاومت سنگین ایران و عکس العمل مشابه نسبت به کشتی های خارجی در تنگه هرمز مواجه خواهد شد به خصوص آنکه در مانورهای اخیر ارتش و سپاه نیز مانور "بازرسی کشتی ها" هم انجام شد، شوک نفتی و نظامی شدن خلیج فارس و حتی درگیری های محدود نظامی بین ایران و آمریکا از دیگر پیامدهای میان مدت این وضعیت خواهد بود.

از سوی دیگر با تحقق این بند از قطعنامه جدید ، عملا حلقه ضدایرانی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس-که ایران را در موضع ضعف می پندارند- برای ایجاد مزاحمت و بازرسی و کشتی های ایرانی با کمک آمریکا تکمیل می شود و گسترش پایگاههای نظامی آمریکایی در منطقه خلیج فارس نیز می تواند از دیگر پیامدهای میان مدت این وضعیت باشد.

-صدور قطعنامه جدید (با وجود امضای توافق نامه مبادله سوخت هسته ای) عملا با تضعیف و خنثی کردن نقش آفرینی "کشورهای واسطه" یا اعضای غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل مثل بزریل و ترکیه و ..همراه است و امکان نقش آفرینی این تیپ کشورها برای مصالحه های بعدی هم ضعیف می شود و مجددا ناخودآگاه دوباره ایران و 1+5 را در مقابل هم قرار خواهد داد.

به بیان دیگر تصویب قطعنامه جدید دوراهی سنتی پرونده هسته ای ایران یعنی مذاکره مستقیم با 1+5(مثل مذاکرات ژنو) یا ادامه سیاست مقاومت هسته ای را به عنوان دو گزاره اصلی به رخ می کشد.

-سرعت بخشیدن به سرعت غنی سازی از سوی ایران ، تقویت توانمندی های دفاعی و موشکی، محدود شدن بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته ای (طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی) می تواند بدیهی ترین پاسخ ایران به قطعنامه جدید باشد.

-از بین رفتن یا کمرنگ شدن امکان عملی نرمش های هسته ای دوباره از سوی ایران از دیگر پیامدهای تصویب قطعنامه جدید می تواند باشد، به خصوص اینکه این تلاش برای مصالحه از سوی احمدی نژاد به عنوان صاحب رادیکال ترین نظریه هسته ای صورت گرفت و ایجاد نوعی اجماع داخلی در میان اصولگرایان برای تداوم سیاست مقاومت هسته ای.

- به گزارش پارسینه، ایجاد یک نظام توزیع جدید دولتی همزمان با تشدید تحریم ها برای اداره اقتصاد کشور می تواند پیامد دیگر قطعنامه جدید باشد، طرح هدفمند کردن یارانه ها هم می تواند در همین نظام جدید توزیع جدید لحاظ شود که به دلیل اضطرارهای موجود عملا نقش و قدرت دولت را در اقتصاد بیش از پیش پررنگ خواهد کرد.

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ چهارشنبه دوم تیر 1389 با موضوع
خاتمی: نظام توبه کند می‌بخشیم!

شبکه ایران: سید محمد خاتمی که از او به عنوان یکی از سران فتنه یاد می شود، در سخنانی در جمع اعضای شورای مرکزی حزب جوانان اسلامی، خود و همفکرانش را "دوست" و "دلسوز" و منتقدانش را "مخالف" انقلاب و اسلام نامید.

وی همچنین دیدگاه قالب در میان مردم را که معتقدند تلاش سال گذشته جریان فتنه با هدف "براندازی" بوده، زیرسوال برد.

وی در ابتدا به آنچه مناسبت های مهم خرداد ماه می نامید، اشاره کرد و از اعتراض یکپارچه جمعیت میلیونی عزاداران امام راحل در روز 14 خرداد به سیدحسن خمینی، به عنوان یک "حادثه تلخ" نام برد.

آقای خاتمی که از هتاکان به امام راحل در آذر ماه سال 88 حمایت کرده است، در توضیح این ادعای خود گفت: حتی به نام امام هم می‌شود با امام مخالفت کرد و به نام امام با میراث امام و نمادهای تداوم راه امام مخالفت و اعتراض و جفا کرد، این مساله مساله مهمی است که به نام امام و انقلاب با محتوا و راه و اندیشه امام مبارزه و مخالفت کرد.

چشم پوشی بر اتهام بزرگ مجمع روحانیون

رئیس دولت اصلاحات در ادامه با اشاره به راهپیمایی غیرقانونی 25 خرداد سال گذشته، حضور معترضان را "باشکوه"، "آرام" و "ضد خشونت" نامید اما در عین حال به آشوب شب 30 خرداد 88 که به دعوت مجمع روحانیون مبارز، حزب متبوع آقای خاتمی، برگزار و منجر به کشته و زخمی شدن ده ها تن از شهروندان شد، اشاره نکرد.

وی که از سوی محافل بیگانه به عنوان یکی از سران مخالف جمهوری اسلامی شناخته می شود، با بیان اینکه «ما کسانی هستیم که دلمان می‌خواست و می‌خواهد که نظام جمهوری اسلامی قوی، آبرومند و دارای اعتبار باشد»، با تکرار سخنان گذشته مدعی شد: «وضعیتی که الان جمهوری اسلامی از نظر مدیریت و موقعیتی که در جهان دارد وضعیت مطلوبی نیست.»

رئیس بنیاد باران با اشاره به ماجرای انحراف شخصیت هایی همچون طلحه و زبیر که در سال اخیر درباره شخصی که "صحنه گردان انتخابات" نامیده شد، مطرح می شود، گفت: طلحه و زبیر شخصیت‌های بسیار برجسته بودند ولی نتوانستند عدل امیرالومنین را تحمل کنند و اولین کسانیکه نقض بیعت کردند همین‌ها بودند.

ما سلاح نداشتیم

به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، وی تاکید کرد: "با این حال علی(ع) ابدا با آنها برخورد نکرد، آن‌ها را آزاد آزاد گذاشت، حتی به کسانیکه می‌خواستند برخورد کنند و می‌گفتند آن‌ها فتنه به پا می‌کنند می‌فرمود آنها آزادند و نمی‌خواهند حکومت ما را قبول کنند ولی دست به شمشیر نبرده‌اند آنها را رها کنید."

وی با رد مشابهت سران جریان فتنه با طلحه و زبیر و بدون اشاره به انواع سلاح هایی که از فتنه گران کشف شد، از سخنانش نتیجه گرفت، حرکت جریان فتنه بدون خشونت بوده است بنابراین نظام باید این جریان را آزاد بگذارد.

ما دلسوز انقلابیم

آقای خاتمی در ادامه مدعی شد که او و دیگر سران و نیروهای فتنه  "دلشان برای انقلاب می‌سوزد" و "برانداز" نیستند به همین دلیل نباید با آنان برخورد کرد: "بسیار بد است وقتی مردم بخواهند از حقوقشان دفاع کنند حتی کسانیکه دلشان برای انقلاب می‌سوزد بیاییم برای توجیه برخورد با آن‌ها بگوییم آن‌ها براندازند، برانداز یعنی کسی که دست به سلاح می‌برد و بخواهد تشکیلات را از بین ببرد نه کسی که معتقد است حقی دارد و اعتراضی می‌کند و اتفاقا اعتراض آن هم بصورت مدنی است و در مسیر انقلاب."

وی با بیان اینکه "من دشمنی و توطئه علیه نظام و مردم را انکار نمی‌کنم"، حساب خود و نزدیکانش را از گروه های برانداز و جریان فتنه جدا کرد و همراهی خود با توطئه گران را "توهم" نامید.

وی گفت: چرا باید چهره‌هائی که انتقاد و اعتراض دارند به این همه اتهامات متهم شوند و بعد هم برای این توهم و توجیه رفتارها، تحلیل ها و توجیهات عجیب و غریب تراشیده می شود.اینها غلط است و فکر می‌کنیم امروز بی‌اساس بودن این توهم و نادرستی روش‌های اعمال شده بر اساس آن بر هر انسان منصفی آشکار شده باشد.

جمهوری اسلامی را می بخشیم

رئیس بنیاد باران، حتی پا را از این فراتر گذاشت و بدون توجه به اعترضات گسترده مردم علیه او و دیگر سران فتنه، از جمله در راهپیمایی ده ها میلیونی روز 9 دی ماه و 22 بهمن سال گذشته، در جایگاه شاکی نظام و مدافع حقوق مردم نشست و گفت: باید کاستی ها و جفاهای گذشته را جبران کرد درعین حال معتقدم مردم بزرگوارند و واقع‌بین که حتی اگر بنا باشد این فضا در آینده ادامه پیدا نکند مردم از حق خودشان می‌گذرند.

آقای خاتمی در ادامه در عبارت جالبی با عنوان "جبران پیشکش"، گفت که از جمهوری اسلامی نمی خواهد کاستی های مورد نظر او را "جبران" کند.

وی همچنین تهدید کرد که "هنوز دیر نشده نگذاریم نارضایتی های موجود به اصل نظام سرایت بکند؛ خطری که امروز وجود دارد این است که کم کم مسائل متوجه اصل نظام می‌شود."

آقای خاتمی البته در کل سخنانش، به اتهاماتی که اکنون از سوی حامیان انقلاب اسلامی به وی وارد شده است، نظیر بی اعتنایی به رای مردم و قانون اساسی، همراهی با محافل بیگانه و برانداز، برگزاری جلساتی با مقامات ارشد آمریکایی و جورج سوروس(پدر انقلاب های مخملی) پیش از انتخابات و هدایت فتنه سال گذشته هیچ اشاره ای نکرد.

برخی منابع امنیتی، گوشه هایی از اسناد این اتهامات را هم منتشر کرده اند اما رئیس بنیاد باران تاکنون حاضر به پذیرش عملکرد خود و تمکین به رای مردم و قانون نشده است.

دست پیش گرفتن برای پس نیفتادن

وی در شش ماه اخیر تنها کوشیده است، تا با طرح اعتراض هایی در جلسات محرمانه به افراطی گری دیگر سران فتنه، رویکرد خود را معتدل نشان دهد و بدین وسیله زمینه پاسخگویی اش به مردم و دستگاه قضا را از بین ببرد.

با این حال، اسفند ماه سال 88، رهبر معظم انقلاب در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری، تاکید کردند کسانی که در مقابل قانون و رای مردم ایستاده اند، حق حضور در چاچوب نظام را ندارند.

به همین دلیل تحلیلگران سیاسی معتقدند که نشستن آقای خاتمی بر جایگاه شاکی و "دست پیش گرفتن" وی، برای "پس نیفتادن" است.

نوشته شده توسط حاجی ولایی در تاریخ چهارشنبه دوم تیر 1389 با موضوع